زنــدگــی آرام

آگاه باشید که دل ها با یاد خدا آرام می گیرد

مدیتیشن در مسجد( مسجد درمانی)
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٩/۱۸   کلمات کلیدی:

هگل، فیلسوف مشهور آلمانی می نویسد:

ذکر و عبادت مسلمانان در معابد بی-آلایش خود فکر می آورد، و دعای مسیحیان در کلیسا در عربده ناقوس و نقش و نگار در و دیوار، تشویش خاطر.

هنرمند کیست ؟ص113


 
موس موس موسیقی/انواع موسیقی(نمودار) متعالی و مفید و....
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٩/۱٧   کلمات کلیدی:
 
مهریه رو ببخشم یا نه؟
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٩/۱٧   کلمات کلیدی:

من از نگاه تجارب خودم نکاتی را بیان می کنم البته با مقدماتی

1- این روزها اختلاط زن و مرد زیاد است و احتمال میل مرد به از همسرش بهتر و بر عکس زیاد وجود داره (البته متدینان به خود نگریند مردان نامرد الی ماشالله تا دلتون بخواد زیاده یه چیزی شبیه لشکر ابن زیاد و مرد کم یه چیزی تو مایه لشکر امام حسین- ع -)

2- ماهواره و اینترنت غوغا می کنند از لحاظ تحریک گری

3- فرقه های عرفانی کاذب و جنبش های معنوی نوپدید روز به روز عده زیادی را شکار می کنند و دقیقا دین فرد را نشانه می رود و اباحه گری را رواج می دهند و  آنارشیزم جنسی در این عرفان ها زیاد است. خانمی می گفت شوهر متدینم که مفاتیح از دستش جدا نمی شد 6 ماه است که همه را گذاشته کنار تا راه هوسش تبدیل به بزرگ راه شود.

4- زنان ایرانی اغلب قریب به اتفاق مهر خود را مطالبه نمی کنند و خود این بزرگ ترین بخشش و بزرگواری است و ایثار می کنند و برای کارشون اجری نمی خواهند.

5- به مرد فشاری نمی آید که بخواهد مهریه را جور کند بدهد. چون زن ایرانی اغلب در متن زندگی مطالبه نمی کند.

6- برخی از مردان لیاقت چنین بخششی را ندارند به ویژه مردانی که زیر آبی می روند. کم نیستند نامردان بی  انصافی که در پرتو زحمات همین زنان رشد تحصیلی کردند و مادی و بعد به زن گفتند   bye   و به خانم سوپر دولوکس گفتند  hello  my darling

7- عقل و شرع هم می گویند احتیاط باید باشد و در دورانی که فتنه زیاد است باید دو چندان شود.

 

نتیجه = با توجه به مقدمات بالا +  با توجه به رعایت سبک گرفتن مهریه در اسلام + و با توجه به فشار نیاوردن زن به مرد و طلبکار بودن زن (نه مطالبه فوری)

من توصیه می کنم

بخشش مهر ساده لزومی ندارد همین که زن تا آخر عمرش طلب ندارد  نوعی بخشش است

 مگر این که مرد یک فرد عادلی باشد که تقوای او زبان زد باشد نه ریایی و ظاهری و تجربه اش را پس داده باشد (یه چیزی  شبیه شهید همت که برای همسر بیمارش مثل بارون اشک می ریخت)

که این جا بخشش اشکالی ندارد


 
بازی و زندگی
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٩/۱٧   کلمات کلیدی:
 
انسان، دین و معنویتِ نوین
ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/۱٦   کلمات کلیدی:
حدیث زندگی :: مرداد و شهریور 1382، شماره 12
پدید آورنده : محمدرضا جهانگیرزاده ، صفحه 30

بحران معنویت

این روزها در رسانه های جمعی از قبیل رادیو و تلویزیون، روزنامه ها، مجلات و... زیاد می شنویم که «معنویت» در جهان، در حال گسترش است. آمار معتقدان به ادیان و یا آیینهای معنوی روز به روز افزایش می یابد و متعاقبا از شمار انکارکنندگان و ماده گرایان کاسته می شود. این مسئله از نظر ما به عنوان یک مسلمان و معتقد به یکی از ادیان توحیدی، قطعا خوشحال کننده است. منسوخ شدن کفر و پاک شدن جامعه جهانی از افرادی که نگاه خود را تنها به یک زندگی سرد و بی روح در یک دنیای فیزیکی ـ مکانیکی، محدود کرده اند، مسرّت بخش است ؛ چشمان نابینایی که تمام عظمت خلقت را در لابه لای چرخ دنده های مادیت، خُرد می کنند و انسان را (با همه عظمتش) به موجود درمانده ای تبدیل می کنند که همه روزه در وحشت از مرگِ ناگزیر، هرچه بیشتر در لجنزار بی هویتی و هرزگی فرو می رود.

اما آنچه جای دقت دارد، این است که در جهان امروز، چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ معنویتی که بشرِ سراسیمه بدان رو کرده است، از چه سنخی است؟ این بحران معنویت یا خلأ معنوی در حال پرشدن با چه اکسیری است؟ آیا بشر به آرامش می رسد؟ از بشر امروز که به شدّت، درگیر مسابقه ثروت، قدرت و شهوت است، بعید است که به محدودیتهای «دنیای روحانی» تن دهد. آیا این معنویت، دین جدیدی است؟ خدای آن کیست؟

معنویت نوین

اجازه دهید تا از منظر روانشناسی، بحث «انسان، دین و معنویت نوین» را مطرح نمایم. در ابتدا مایلم تا تصویر نسبتا دقیقی از معنویتی که امروزه در جهان غرب ترسیم می شود، ارائه نمایم. اینها بخشهایی از مقاله ای است که توسط دکتر دیوید. ان . اِلکینز(David N.Elkins)، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، درباره «معنویت» در مجله «روانشناسی امروز» به چاپ رسیده است:

یک روانشناس، در کمتر از یک ساعت، زندگی مرا دگرگون کرد

بیست سال پیش در خلال اولین جلسه درمان، او به من گوش فرا داد، به گونه ای که هیچ کس پیش از آن، سخنانم را نشنیده بود. داستان زندگی ام را گفتم. این اوّلین باری بود که آن را برای کسی بازگو می کردم ؛ اما او به هر حال، واقعیت را شنید. در انتهای جلسه، به آرامی می گفت: «شما تشنه معنویت هستید». شروع به گریه کردم. من، یک مرد 31 ساله، جایی در اعماق وجودم، می دانستم که حق با اوست.

بعد از آن، در طی دو سال، در قالب یک دوره روان درمانی، آموختم که چگونه از روح خود مراقبت نموده، آن را تغذیه نمایم. روانشناسی به من مهارتی داد که برای ساختن یک زندگی پرشور و عمیق، بدان نیاز داشتم. امروز، من به عنوان یک روانشناس بالینی و یک استاد دانشگاه، مراجعان و دانشجویانم را در این تجربه، شریک می کنم ؛ چون معتقدم معنویت برای خوشبختی و سلامت روان افراد، ضروری است.

روزی یکی از دانشجویانم به من می گفت که: در اواخر روز برای قدم زدن در ساحل دریا رفته بودم. همین طور که خورشید پایین می رفت، از تخته سنگی در کنار دریا بالا رفتم. به دریا خیره شدم. به آرامی احساس می کردم که با طبیعتْ یکی شده ام ؛ با خورشیدی که در افق پایین می رفت ؛ با امواجی که پاهایم را می شست ؛ با نور کمرنگی که آسمانِ سمتِ غرب را رگه دار کرده بود. او می گفت: «در آن لحظه، احساس جاودانگی می کردم».

می دانستم که این چیزها میلیونها سال قبل از من وجود داشته اند و بعد از من نیز میلیونها سال ادامه خواهند داشت. از زندگی لذّت می بردم ؛ از اینکه بخشی از همه این چیزها هستم. به شدت تکان خوردم و شروع به گریستن کردم.

من مراجعان و دانشجویان خود را ترغیب می کنم که آنچه آنها را عمیقا تحت تأثیر قرار می دهد بشناسند. این چیز می تواند یک سمفونی از بتهوون، پیاده روی در کوه، یا حضور در یک گالری نقاشی باشد. سپس به آنها کمک می کنم تا طبق برنامه منظّمی، این فعالیتها را در برنامه روزانه خود بگنجانند.

تعریف معنویت

معنویت در لغت لاتین (Spirtuality) به معنای تنفّس است و به تنفّس زندگی اشاره دارد. به این معنا که با معنویت، قلب خود را بگشاییم و ظرفیت تجربه عظمت، تقدّس و سپاسگزاری را در خود پرورش دهیم، اندوه زندگی را حس کنیم، شور و شوق وجود را بشناسیم و خود را تسلیم حقیقتی کنیم که والاتر از ماست.(1)

ویژگیهای معنویت نوین

به نظر می رسد این تصویر از معنویت با تصویر کلیشه ای آن، در ذهن ما متفاوت است. در تلقی ما معنویت ارتباط تنگاتنگی با دین دارد. و دین، مجموعه ای از معارف است که از حقایقی ماورای عالم مادی سخن می گوید ؛ حقایقی که بر اساس آن، انسان در نظام خلقت، جایگاه خاصی دارد و باید برای حفظ آن جایگاه خاص، مسیر ویژه ای را طی کند و این مسیر، رفتارهای خاصی را می طلبد. پس باید کارهایی را انجام دهد و کارهایی را ترک نماید.

ویژگیهای معنویتی که دکتر الکینز برای ما تشریح می کند با ویژگیهای معنویت دینی متفاوت است. در چارچوب دین، «معنویت»، امری ذهنی، خیالی و حاصل از احساسات سرشار انسانی نسبت به واقعیات مادی نیست ؛ بلکه احساسی است که انسان نسبت به حقایقی که در افقی بالاتر از عالم ماده قرار گرفته اند، پیدا می کند ؛ حقایقی که وجود دارند و بر عالم، تأثیر می گذارند. ولی در معنویت نوین، به هیچ وجه، بحث «حقیقت» در میان نیست، هرگونه تجربه عاطفی یا هیجانی شدید نسبت به هر موضوعی می تواند معنویت به حساب آید. مهم، این است که شما برانگیخته شوی، احساس اوج و تعالی نمایی و یا به اصطلاح، سرشار از حسّ عظمت گردی. چنین است که یک قطعه موسیقی، یک شعر عاشقانه و حتی شکوه یک نمایش آیینی می تواند شما را در فضایی معنوی پرواز دهد.

از سوی دیگر، در معنویت نوین، اثری از «تکلیف» نیست. شما می توانید (بلکه شایسته است که) با آغوش باز به سراغ هرگونه تجربه ای بروید ؛ تجربه ای که می تواند آن نقطه «اوج» را برای شما به ارمغان بیاورد. ولی در معنویت دینی، تجربه معنوی میسّر نمی شود، مگر در چارچوب ضوابطی خاص. اصلاً بعضی از تجارب معنوی تنها زمانی حاصل می شوند که شما از بسیاری از تجارب دیگر، چشم پوشی نمایید. تجربه یک گناه، قطعا احساس لطیف معنوی یک «حضور» در نماز را لکّه دار می کند.

جهان به کدام سو می رود؟

دکتر الکینز در بخش دیگری از مقاله خود، تمایزی را که ما میان معنویت دینی و معنویت نوین در جهان غرب قائل شدیم، مورد تأیید قرار می دهد. وی می گوید: پژوهشها نشان می دهند که اکثر امریکاییها خواهان معنویت اند ؛ اما آنها احتمالاً به دنبال اَشکال دینی معنویت نیستند.

بر طبق نظرسنجیهای ملی، از هر ده امریکایی، نُه نفر به خدا معتقدند و دین را در زندگی خود امری مهم می شمرند. انتشار و فروش میلیونها کتاب با درونمایه های معنوی در مقایسه با سایر موضوعات، بیشترین رشد را نشان می دهد. برنامه های تلویزیونی مثل: «جستجوی خدا در امریکا»، مخاطبان فراوانی پیدا کرده است. روزنامه ها و مجلاتی مثل: تایم، نیوزویک، و نیویورک تایمز، داستانهایی درباره «ایمان و شفا یافتن»، «علم، خدا و انسان» و «انتخاب دین» منتشر کرده اند.

اما پژوهشهای دکتر وید کلارک نشان می دهد که تعداد زیادی از جوانان، ادیان رسمی را کنار گذاشته اند: 84 درصد از یهودیها، 69 درصد از پروتستانها و 67 درصد از کاتولیکها ؛ البته نه به خاطر اینکه علاقه خود به معنویت را از دست داده اند، بلکه از این جهت که ادیان رسمی نیازهای معنوی آنها را برآورده نکرده اند.

آتش اشتیاق به معنویت را نمی توان به حساب بازگشت به ادیان توحیدی دانست. 32 میلیون جوانی که امروزه در امریکا به هیچ دینی معتقد نیستند، به رسوم شرقی، فلسفه های عصر جدید، افسانه های یونانی، روانشناسی یونگی، سنّتهای آیین شَمَنی، ماساژ، یوگا و... روی آورده اند. بسیاری در جستجوی معنویت به سراغ موسیقی، شعر، ادبیات، نقاشی، طبیعت و ارتباطهای صمیمانه رفته اند. گرایش به اَشکال جایگزین معنویت در امریکا به شدت رو به گسترش است.(2)

چرا؟

برای پاسخ دادن به این سهال، باید ویژگیهای بشر امروز را به خوبی بشناسیم. درست است که بشر امروز به «معنویت» رو کرده است و در جستجوی خدا برآمده است، اما کدام خدا؟ خدایی که بشر به دنبال آن می گردد، با خدایی که در ادیان توحیدی توصیف می شود، چه تفاوتی دارد؟

بشر امروز، خود را در مرکز عالم می بیند: «ما می توانیم و حق داریم که بنا به خواسته خود، عالم را به اَنحای مختلف، مسخّر نماییم. حتی می توانیم خدا را نیز به خدمت بگیریم تا به آرامش برسیم، احساس قدرت نماییم و از زندگی لذّت ببریم». باز به مقاله دکتر الکینز باز می گردیم:

در گذشته، وقتی روانشناسی هنوز دانش جدیدی بود. تلاش می کرد تا خود را از تبیینهای دینی در مورد رفتارِ انسان، جدا نماید و واقعیات مورد نظر خود را تنها به وسیله تحقیقات علمی کشف نماید. در ابتدا جوّ غالب در روانشناسی، مخالفت با ایمان دینی بود. فروید،(3) مهسس روان تحلیلگری، تصریح می کرد که دین تنها، شکلی از آسیب روانی است؛ یک نِوروز(4) (روانْ رنجوری) وسواس گونه که از احساس درماندگی دوران کودکی ناشی شده است.

اما بعدها، تعدادی از چهره های برجسته تاریخ روانشناسی مثل: گوردون آلپورت، اریک فروم، ویکتور فرانکل، آبراهام مازلو و رولو مِی،(5) معنویت را یکی از محورهای اساسی کارهای خود قرار دادند. کارل یونگ(6) به حدّی پیش رفت که گفت معنویت یک عنصر اساسی در سلامت روان است. او تنها کسانی را می تواند درمان کند که از یک نگاه دینی یا معنوی به زندگی برخوردار باشند.

گرچه روانشناسان معاصر نیز نظیر اسلافشان در مورد دین، نگاه یکسانی ندارند، اما آنها نیز تأیید می کنند که دین، نقش مهمی در «سلامت روان» افراد ایفا می نماید.(7)

ملاحظه می فرمایید که آنها چگونه دین را از جایگاه رفیعش پایین کشیده، تنها به عنوان عنصری که در سلامت روان نقش مهمی ایفا می کند، بدان می نگرند. از این رو احساساتی از قبیل احساس گناه یا محدودیت در برخورداری از مزایای زندگی را تخطئه می کنند ؛ چون به خودپنداره شخص، آسیب می رساند.

از نظر دکتر الکینز، از رقص باران سرخپوستان تا رقص ستایش یهودیان، از سماع درویشان مسلمان تا مراقبه راهبان بودایی، از آیینهای عبادی پرجذبه کلیساها تا جلسات سکوت پر اُبّهت کواکرها،(8) همگی جلوه های مختلف حس معنوی بشرند که هدف آنها، «ایجاد حس شفقت و مهربانی»، و تأثیر آن، «بهره وری از سلامت جسمی و روانی» است.

بازگشت به گذشته

تا هزاران سال، یعنی مدتها قبل از ظهور پزشکی مدرن، مردم، معنویت را راهی برای درمان بیماریها می شناختند. فرهنگهای کهن، معتقد بودند که همه چیز، توسط ارواح کنترل می شوند، از جمله سلامتی و بیماری. وقتی یکی از اعضای یک فرقه مذهبی بیمار می شد، رئیس فرقه، تلاش می کرد تا با استفاده از ذِکرها و وِردهای دینی یا آیینهای خاص، شیاطین را از وی دور کرده، پیوند او با دنیای مقدّس را دوباره برقرار نماید.

امروز نیز بشر به همان راه می رود، با این تفاوت که آن روز، دین در تمام شئون زندگی جامعه سنّتی حضور داشت ؛ اما بشر امروز، دست دین را از تمام آن شئون، کوتاه کرده، آن را تنها به یک احساس شخصی که به رضایت از زندگی کمک می نماید، تقلیل داده است. پس می توان گفت که: «خدای معنویّت نوین، خودِ بشر است».


 

1 . http://WWW.find articles.com.

psychology Today, sep, 1999 - spirituality Author: David N.Elkins.

2 . همانجا.

3 . Freud.

4 . neurosis.

5.William James, Gordon Alport, Erich Fromm, Victor Frankl, Abraham Maslow and Rollo May.

6 . Carl Jung.

7 . همانجا.

8 . Quakers: نام یک فرقه مذهبی .


 
نجوای دردمندانه با پیام بر کربلا
ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/۱٦   کلمات کلیدی:

 

 

و شما دو تن، ای خواهر! ای برادر!

ای شما که به انسان بودن معنی دادید و به آزادی جان! و به ایمان و امید، ایمان و امید! و با مرگ شکوهمند خویش به حیات، زندگی بخشیدید .

آری  ای دو تن!

از آن روز دردناک که خیال نیز از تصورش می هراسد و دل از دردش پاره می شود، چشم های این ملت از اشک خشک نشده است .

توده ما قرن هاست که در غم شما و در عشق به شما می گرید. مگر نه عشق تنها با اشک سخن می گوید.

یک ملت در طول یک تاریخ در اندوه شما ضجه می کند. به جرم این عشق تازیانه ها خورده و قتل عام ها دیده و شکنجه ها کشیده و هرگز برای یک لحظه نام شما دو تن از لبش و یاد شما از خاطرش و آتش بی تاب عشق شما از قلبش نرفته است. هر تازیانه ای که از دژخیمی خورده است، داغ مهر شما را بر پشت و پهلویش نقش کرده است.

ای زینب! ای زینب! ای زبان علی در کام!با ملت خویش حرف بزن.

ای زن! ای که مردانگی در رکاب تو جوانمردی آموخت! زنان ملت ما، اینان که نام تو آتش عشق و درد بر جانشان می افکند، به تو محتاج اند. بیش از همه وقت.

ای زینب! ای زبان علی در کام! ای رسالت حسین بر دوش! ای که از کربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی . ای زینب! با ما سخن بگو .

 

 

جهل از یک سو به اسارت و ذلتشان نشانده است و غرب از سوی دیگر به اسارت پنهان و ذلت تازه شان می کشاند . و از خویش و از تو بیگانه شان می سازد . آنان را بر استحمار کهنه و نو , بر بندگی سنتهای پوسیده و دعوت های اپن , بر ملعبه سازان تعصب قدیم و تفنن جدید , به نیروی فریادهایی که بر سر یک شهر؛ شهر قساوت و وحشت می کوبیدی و پایه های یک قصر؛قصر جنایت و قدرت را می لرزاندی برآشوب!

 

تا در خویش برآشوبند و تاروپود این پرده های عنکبوت فریب را بدرند و تا در  برابر این طوفان بر باد دهنده ای که به وزیدن آغاز کرده است، ایستادن را بیاموزند. و این ماشین هولناکی را که از او یک بازیچه جدید می سازد , باز برای استحمار جدید، برای اغفال جدید، برای پر کردن ایام فراغت و برای بلعیدن حریصانه آنچه که سرمایه داری به بازار می آورد و برای لذت بخشیدن به هوس های کثیف بورژوازی، برای شور آفریدن به تالارها و خلوت های بی شور و بی روح اشرافیت جدید و برای سرگرمی زندگی پوچ و بی هدف و سرد جامعه ی رفاه , در هم بشکنند!

و خود را از حرم های اصالت قدیم و بازارهای بی حرمت جدید به امامت تو ای زینب! نجات بخشند!

ای زینب! ای زبان علی در کام! ای رسالت حسین بر دوش!

ای که از کربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی . ای زینب! با ما سخن بگو .

مگو که بر شما چه گذشت ؟ مگو که در آن صحرای سرخ چه دیدی ؟ مگو که جنایت در آنجا تا به کجا رسید ؟ مگو که خداوند آنروز عزیزترین و پرشکوه ترین ارزش ها و عظمت هایی را که آفریده است یکجا در ساحل فرات و بر روی ریگزارهای تفتیده بیابان طف چگونه به نمایش آورد و بر فرشتگانش عرضه کرد تا بدانند که چرا می بایست بر آدم سجده کنند .

تو خود شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی، همچون برادرت که با قطره قطره خون خویش سخن می گوید.

آری زینب! مگو که در آنجا بر شما چه رفت؟ مگو که دشمنانتان چه کردند؟ و دوستانتان چه کردند ؟

آری ای پیامبر انقلاب حسین! ما می دانیم. ما همه را شنیده ایم .

تو پیام کربلا را، پیام شهیدان را، به درستی گذارده ای .

تو خود شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی، همچون برادرت که با قطره قطره خون خویش سخن می گوید.

اما بگو ای خواهر! بگو که ما چه کنیم ؟

لحظه ای بنگر که ما چه می کشیم ؟ دمی به ما گوش کن تا مصایب خویش را با تو بازگوییم .

با تو ای خواهر مهربان!

این تو هستی که باید بر ما بگریی. ای رسول امین برادر! که از کربلا می آیی و در طول تاریخ بر همه نسل ها می گذری و پیام شهیدان را می رسانی.

ای که از باغ های سرخ شهادت می آیی و بوی گلهای نوشکفته آن دیار را هنوز به دامن داری! ای دختر علی! ای خواهر! ای که قافله سالار کاروان اسیرانی! ما را نیز در پی این قافله با خود ببر.

download

نجوای   با "پیام"بر کربلا


 
 
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٥   کلمات کلیدی:

Sound of Water (3D sound)

 

Sound of Water (3D sound)

 

water droplets

 
Tips for a Better Husband and Wife Relationship
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٥   کلمات کلیدی:
 
Top Ten Excuses for Not Wearing Hijab
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٥   کلمات کلیدی:
 
Principles of Marriage
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٥   کلمات کلیدی:
 
Marriage in Islam Muhammad Abdul-Rauf
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٥   کلمات کلیدی:
 
FRIEND
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٥   کلمات کلیدی:

 

 

flowers

Grand was she

And native of today

She was related to all the open vistas

And how well she understood the tone of water and earth

Her voice

Sounded like the scattered melancholy of reality and her eyelids

Pointed out to us

The direction of the pulse of elements

And her hands

Leafed through

The clear air of benevolence

And caused kindness

To migrate towards us

She resembled her own solitary self

And she interpreted for her mirror

The most affectionate curve of her time

And like rain she was full of freshness of repetition

And like the style of trees

She spread out into healthiness of light

She always called to the wind’s infancy

And she always tied the conversation

To the hasp in water

One night

She performed for us

Love’ green prostration so candidly

That we rubbed the sympathy of earth’s surface

And became refreshed like the accent of a pail of water

And often we saw

With how a large basket

She would set forth to pick grapes of tidings

But alas

She wouldn’t sit in front of the ablution of pigeons

And she went to the bring of naught

And lay down beyond the patience of lights

And she didn’t think at all

How lonely we were

To eat apples

Amid disturbed enunciation of doors

nature

دوست

بزرگ بود

و از اهالی امروز بود

و با تمام افق های باز نسبت داشت

و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید

صداش

به شکل حزن پریشان واقعیت بود

و پلک هاش

مسیر نبض عناصر را

به ما نشان داد

و دست هاش

هوای صاف سخاوت را

ورق زد

و مهربانی را

به سمت ما کوچاند

به شکل خلوت خود بود

و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را

برای آینه تفسیر کرد.

و او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود

و او به سبک درخت

میان عافیت نور منتشر می شد

همیشه کودکی باد را صدا می کرد

همیشه رشته صحبت را

به چفت آب گره می زد

برای ما، یک شب

سجود سبز محبت را

چنان صریح ادا کرد

که ما به عاطفه سطح خاک دست کشیدیم

و مثل لهجه یک سطل آب تازه شدیم

و ابرها دیدیم

که با چقدر سبد

برای چیدن یک خوشه بشارت رفت.

ولی نشد

که روبروی وضوح کبوتران بنشیند

و رفت تا لب هیچ

و پشت حوصله نورها دراز کشید

و هیچ فکر نکرد

که ما میان پریشانی تلفظ درها

برای خوردن یک سیب

چقدر تنها ماندیم

By Sohrab sepehri


 
THE ISLAMIC family structure
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٥   کلمات کلیدی:
 
THE ISLAMIC

FAMILY

STRUCTURE

 

Introduction 11
Author�s Preface 12
Translators� Forward 13

 
حمام معنوی
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٩/۱۳   کلمات کلیدی:

حمام معنوی

یکی از اساتید می گفت: تو حوزه همه چیز برای آدم شدن فراهم است.

اگر با این شرایط آدم نشویم. مثل اینه که حمام برویم ولی کثیف بیرون بیاییم و این عیب است.

 

و استاد فلسفه ما( آیت الله محمدی امام جمعه همدان) می گفت:

هر چه بگندد طلبه اش می زنند وای به روزی که بگندد طلبه.

 


 
شهید بابایی‌های زمان ما....
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٩/۱۳   کلمات کلیدی:

همکارام غلط کردند
با یکی از طلاب  قائم شهری سال او طلبگی همکلاس شدم. او با این که با سیکل به حوزه آمده بود فوق العاده با استعداد بود و در درس ها از افرادی که دیپلم و لیسانس هم داشتند موفق تر بود. به گونه ای که آنها از او اشکالات درس شون را می پرسیدند.
او به طور متفرقه در کنار دروس حوزه شب امتحان دروس دبیرستان را می خواند و دیپلم گرفت و در رشته حقوق فارغ التحصیل شد. و پس از گذراندن دوره قضاوت به تهران رفت و چون برتر بود جایزه گرفت.
روحیه معنوی خوبی داره
همیشه اس ام اس های معنوی برای می دهد وقتی او را می بینم احساس می کنم شهید بابایی و چمران را می بینم.
یک شب که اس ام اس معنوی برایم داده بود حیفم آمد به او تماس نگیرم و بد از مدتی باهم حسابی حال و احوالی کردیم.
به او گفتم خیلی نور بالا می زنی مشتی نپرونندت
چگونه تو این شغل دوام آورده ای. گفت تو که خودت می دونی تو کار ما افراد رشوه گیر وحق و نا حق کن زیادند اینها افرادی اند که با تحقیق وارد سیستم قضاوت می شوند بیچاره مسئولان دلسوز که مجبورند در دستگاه خود از این افراد استفاده کنند و برخی آن قدر دغل اند که خودشون را نشون نمی دهند.
برخی هم اون قدر توسط این افراد گردن کلفت شده اند که حتی از زندان هم تهدید و تطمیع میکنند. یه روز یه نفرتماس گرفت گفتم شما شاکی شده که چه طور من رو نمی شناسی من شهرام جزایری هستم بعد سفارش چندتا پرونده رو کرد گفتم تو نوبته. پیشنهاد هدیه کرد گفتم اهلش نیستم بعد تهدید کرد( حالا از کجا از داخل زندان.)

- چند روز پیش یه نفر اومد کارش را که راه انداختم دیدم این پا اون پا می کنه گفتم کاری دارید؟ گفت چه قدر تقدیم کنم؟
گفتم: هیچی من وظیفه ام را انجام می دهم.
گفت: آخه همکارای شما هر موقع کاری انجام می دم پولی می گیرند گفتم اولا همکاران من غلط کردند دوما تو و امثال تو بیجا می کنید به او نامردا رشوه می دهید. امثال شما اونا را این وطرب بار میارن که خون مردم رو تو شیشه کنند
و دیشب
تماس گرفت گفت نماز شب هات من رو دعا کن نکنه فردای قیامت مدیونم بشی ها آخه من خیلی دعات می کنم.

..............

مردان خدا پرده پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
 
 
 
-------
یادش بخیر
وقتی قم بود عمل جراحی ای داشت وقتی به عیادتش رفتیم. می گفت وقتی بیماران از اتاق عمل بیرون می آمدند، موقع به هوش آمدن فحش های ناجوری می دادند من پیش خودم می گفتم نکنه من هم...
با شرمندگی مادرم را صدا زدم. گفتم وقتی من به هوش می آمدم کجا بودی گفت بای سرت. گفتم. من چه کار می کردم و آیا حرفی می زدم. مادرم گفت موقع به هوش امدن هم درد می کشیدی و هم صلوات می فرستادی.
نفس راحتی کشیدم و خدا رو شکر کردم

 
آسیب شناسی خانواده ★ ::: ♪♪ دانلود سخنرانی استاد سید مجتبی حورایی♪♪
ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٩/۱۳   کلمات کلیدی:






آسیب شناسی خانواده

سخنران : استاد سید مجتبی حورایی

29 جلسه MP3

ماه رمضان 1389

کاری از موسسه فرهنگی موعود (مشهد)

http://www.askdin.com/showthread.php?t=15274&p=166006


 
یه کوله پشتی برای یه زندگی مشتی(dastan)
ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٩/۱۳   کلمات کلیدی:

 

لینک داستان های واقعی در مشاوره




 چوب اعتماد (پست 2 الی 7)
 «خیانت همسر»



 

 

 عصای زندگی (پست 15 الی 21)
«روابط همسران»



 

 

 سکه های استعداد(پست 43 الی 49)
«ازدواج»



 

 

شوک معنوی (پست 70 الی 73)
«ارزش و اهمیت انتخاب همسر دیندار»



 

 

 اژدهای چند سر (پست 91 الی 98)
«انتخاب نادرست در مشکلات زندگی»



 

 

 عشق و نفرت (پست 104 الی 108)
«انتخاب نادرست مشاور»



 

 

 عشق اسفنجی(پست 114 الی 118)
«خیانت به همسر»



 

 

 عروسک (پست 145 الی 147)
«ازدواج»



 

 

 بغض گلو گیر (پست 172 الی 178)
«خیانت به همسر»



 

 

 چوپان خدا (پست 206 الی 210)
«راضی بودن به مقدرات الهی»





 

 

 مِهر بی مُهر (پست 223 الی 227)
 «ازدواج»



 

 

 کبوتر بی بال (پست 235 الی 240)
«ازدواج مدت دار»




 

 

 منم زن میخوام (پست 258 الی260)
«ازدواج مدت دار»



 

 

 گرداب انتقام (پست 269 الی 275)
«بی وفایی همسر و انتقام جبرانی»

 



 یه فنجون محبت (پست 289 الی 299 )
«روابط همسران»



 

شب تار جدایی (پست 317 الی 330)
«ازدواج مدت دار»

  

 طعمه (پست 354 الی 367)
« رابطه دختر و پسر »



 

 زمین گیر (پست 381 الی 388)
«ازدواج و مشکلات جسمی و سلامتی»




 اژدهای نفس (پست 401 الی 406)
«عشق به جنس مخالف»



 
کربلای عصر ارتباطات و فن آوری
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٩/۱۳   کلمات کلیدی:

حسینه تظاهر

حسین چراغ هدایت است تا ما در هر زمان آمپر بصیرتمان دقیق کار کند و  در هر مکان نادانسته در لشکر باطل کربلایی برپا نکنیم.

امروز در اداره ای عمر سعد از نوکر رجوع هایش (نه ارباب رجوع)رشوه های کلان می گرفت ، در سازمانی ابن زیاد توافق نامه رانت خوری با یزید امضا می کرد و در دادگاهی شمر از جانی حق السکوت می گرفت، حرمله در بیمارستان اطفال پول زیر میزی می گرفت و سنان در روزنامه با قلمش خیمه های عفاف آتش می زد.

 و امشب در «حسینه تظاهر» در «شهر نفاق» با دو چشم خود دیدم که عمر سعد مرثیه غنایی می خواند، زمانی اشک می ریخت و گاهی پایکوبی می کرد، شمر و سربازانش زیر پرچم امام حسین-ع- سینه می زندند، ابن زیاد کنار نیزه ای که دست قلم شده عباس برفرازش بود، قرآن می خواند، یزید با جام شکسته شراب بر سر خود و کودک خردسالش  قمه می زدند و سنان هنگام شنیدن به آتش کشیده شدن خیمه های امام حسین-ع- واضطراب زینب برای حجابش اشک تمساح می ریخت.

نویسنده: م ح قدیری: ماهنامه خانه خوبان محرم 1389


 
برنامه سلوک در نامه های عارفان(دانلود)
ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٩/۱۳   کلمات کلیدی:
 
فرار از زندان باور غلط (رابطه زناشویی)
ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:

چشم و گوش تون باز نشه

۱- اینکه فقط در تختخواب دنبالش باشید. بعد از یک روز طولانی و خسته ‌کننده، وقتی با هم روی ملحفه‌ها می‌غلتید، اگر از قبل هیچ پیش‌درآمدی نبوده باشد، احتمال اینکه وارد اتفاق اصلی شوید بسیار کم است. دنبال کردن همسرتان یک کار تمام‌وقت است. زن‌ها خیلی دوست دارند که مردشان دنبالشان باشد و بهترین روش دنبال کردنشان، دنبال کردن فکری است. بگذارید بفهمد که به او فکر می‌کنید و تمایلاتتان تمام روز متوجه اوست.

۲- حرف نزدن و مستقیم عمل کردن. خیلی از مردها به اشتباه تصور می‌کنند که رابطه ‌جنسی حتماً پیش می‌آید. به نظرتان رابطه‌ جنسی بخشی از زندگی زناشویی است، درست است؟ اگر این باور را دارید، باید بیشتر از این جمله ساده که، “عزیزم می‌خوای ص ک ص داشته باشیم؟” تلاش کنید. بااینکه ممکن است تصور کنید که این جمله هیچ ایراد و اشکالی ندارد اما گفتن آن به این شکل آن را یک اجبار نشان می‌دهد. سعی کنید کمی رک‌تر بگویید، “عزیزم، می‌خوامت!”

۳- رها کردن خودتان. ممکن است بعد از ازدواج خودتان را رها کنید، به خودتان رسیدگی نکنید و حتی وزنتان بالا برود. خودتان را کامل رها نکنید. بااینکه برگرداندن همه چیز به وضع قبل از مجردی و تبدیل این شکم پر از چربی به شکم شش‌تکه قبل از ازدواج کمی سخت است، اما عجله نکنید. همسرتان شوهری می‌خواهد که از خودش مراقبت کند، از بهداشت عمومی گرفته تا نحوه لباس پوشیدنتان و وضعیتتان—چه از نظر جسمی، چه فکری و چه روحی.

۴- زود رفتن سر کار اصلی. اگر بخواهید زود سراغ اندام اصلی در رابطه‌ جنسی بروید، چه با دست باشد و چه اندام جنسی‌تان، اصلاً ایده خوبی نیست. همسرتان باید قبل از اینکه سراغ آن بروید خوب تحریک شده باشد. روی کل بدن او تمرکز کنید. از نوک سر تا نوک پا. و ذهنش را فراموش نکنید. شده است تابحال درمورد افکارش در این مورد سوال کنید؟

۵- نادیده گرفتن کلیتوریس. خیلی از مردها ممکن است تصور کنند که توانایی ارگاسم خانم‌ها به دخول بستگی دارد. بااینکه دخول همراه با لذت است اما راه اصلی برای ارضاء کردن او جای دیگری است.

تنها عملکرد کلیتوریس لذت ‌دهی است. پیس هیچوقت آن را نادیده نگیرید. اگر شما یکی از بسیار مردانی هستید که می‌دانید چه می‌گوییم، به کتابخانه رفته و یک کتاب آناتومی پیدا کنید. درمورد بدن او مطالعه کنید و مطمئن باشید که او قدردانتان خواهد بود.

۶- فراموش کردن محرک‌های جنسی دیگر. بیشتر زن‌ها نواحی تحریک‌کننده دیگری هم به جز سینه‌ها، نوک‌سینه‌ها و اندام جنسیشان دارند. این سه متداول‌ترین این نواحی هستند که برای مردان حین پیش‌درآمد رابطه‌ جنسی تحریک‌کننده ‌تر هستند اما باید صبر کنید که همسرتان اجازه آن را به شما بدهد. از او بپرسید که چه دوست دارد و بعد چیزی که می‌گوید را به خاطر بسپرید. برای پیدا کردن نواحی تحریک‌ کننده همسرتان وقت بگذارید: گردن، شانه‌ها، پشت، باسن، پاها هم جزء نواحی متداول تحریک ‌کننده در بدن هستند. همیشه یادتان باشد یکی از تحریک‌کننده ‌ترین جاهای بدن او، گوش‌هایش است.

۷- دنبال امتیاز بودن. خیلی از مردها می‌خواهند فقط “کمی” به دست بیاورند. باید بفهمید که رابطه‌ جنسی زمانی خوب است که هر دوی شما در آن شریک باشید. سعی کنید در همان لحظه زندگی کنید.

۸- اکتشاف نکردن خیالپردازی‌های همسرتان. همه زن‌ها یک روی شهوانی دارند. بااینکه بعضی از آنها نمی‌دانند که این جنبه‌شان کجاست اما تحقیقات نشان داده است که زنان با خیال‌پردازی‌های واضح و آشکار خیلی بیشتر از خیالپردازی‌های رمانتیک تحریک می‌شوند. اگر دوست دارید که همسرتان برای شما “لباس دلخواهتان” را تن کند اما او حوصله ندارد، چرا شما نباید چنین کاری برای او بکنید؟

۹- اینکه فکر کنید باید مثل یک هنرپیشه فیلم پورنو رفتار کند. یکی از بدترین چیزهایی که ممکن است مردی از همسرش انتظار داشته باشد این است که خیال‌پردازی‌هایی که فقط در فیلم‌های پورنو می‌تواند ببیند را برای او انجام دهد. این واقعیت نیست. او یک شیء نیست، با او مثل یک ابزار رفتار نکنید.

۱۰- اینکه فکر کنید یکبار برای او کافی است. یکبار ارگاسم کامل شده است و کاملاً راضی است، درست است نه اشتباه می‌کنید! خیلی از زنان مثل مردان با یک ارگاسم راضی نمی‌شوند. حتی اگر به ارگاسم شدن دوباره خودتان هم راضی باشید اما باید بدانید که دخول تنها راه ارضا کردن همسرتان نیست. راه‌های دیگری هم برای لذت دادن به او وجود دارد.

البته باید اول مطمئن باشید که به ادامه کار تمایل دارد. مردها ممکن است تصور کنند که اگر ارگاسم بیشتری نصیب همسرشان کنند، معشوق بهتری هستند. اگر او کاملاً ارضا شده باشد و دیگر تمایلی به ادامه کار نداشته باشد، این درست نیست. اگر با این شرایط بخواهید کار را ادامه بدهید آنوقت از جسم او برای ارضاء نفستان استفاده می‌کنید و این اصلاً کار جالبی نیست!

۱۱- اینکه خیلی سریع پیش بروید. کُند پیش بروید. سعی کنید از با هم بودن لذت ببرید. اما اگر زمانتان کم است ممکن است نتوانید اما اگر وقت کافی دارید، عجله نکنید. کند پیش بروید، ریلکس باشید و لذت ببرید!

منبع:سایت مردمان


 
فرار از زندان باورهای غلط( روابط زناشویی 2)
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:

6 اشتباه خانمها در رابطه جنسی

خانم‌ ها بیایید صادق باشید: وقتی زندگی جنسیتان کمی دچار یکنواختی می‌شود، همیشه فکر متهم کردن همسرتان به ذهنتان خطور می‌کند. مردها معمولاً سعی نمی‌کنند بدن زنان را کشف کنند و ببینند چه چیز شور و شهوت آنها را بالاتر می‌برد، به همین دلیل است که وقتی زندگی جنسی به یکنواختی می‌خورد، آنها متهمان خوبی هستند. و مطمئناً آنها هم در یکنواخت شدن روابط جنسیتان سهم کافی دارند. اما همه تقصیرها هم همیشه گردن آنها نیست. متخصصین روابط جنسی می‌گویند زن‌ها هم به اندازه مردان در روابط جنسی دچار اشتباه می‌شوند. در زیر به شش مورد از متداولترین اشتباهات جنسی خانم‌ها اشاره می‌کنیم که می‌تواند دلیل یکنواخت شدن زندگی جنسی دو طرف باشد.

خیلی از ما نگران زنانه بودن رفتارمان هستیم. برای اینکه برچسب خشن بودن به ما نزنند نمی‌خواهیم خود را تحمیل ‌کننده یا قوی نشان دهیم. به نظر دکتر لِپاروت، استاد روانشناسی دانشگاه سیتل پاسیفیک، اینکه نتوانید شروع‌کننده رابطه جنسی باشید خود یکی از بزرگترین اشتباهات زنان است.

او می‌گوید، "بیشتر مردها حس می‌کنند که همیشه آنها شروع‌کننده رابطه هستند و این توازن ترازوی شور و شهوت را در رابطه بر هم می زند." به طور کلی، مردها دوست دارند زنان هم به همان اندازه خودشان برای شروع اقدام کنند.

دکتر رات وستایمر، مشاور روان ‌جنسی، استاد دانشگاه نیویورک می‌گوید، "مردها فکر می‌کردند که زن‌ها تمایل کمتری به فعالیت جنسی دارند، اما نمی‌خواهم دیگر این را بگویم. فکر می‌کنم زن‌هایی هستند که به اندازه مردان به فعالیت جنسی علاقه‌مند باشند."

با هرازگاهی شروع کردن رابطه سعی کنید علاقه‌مندی خود را نشان دهید. مطمئن باشید که همسرتان از این پیشقدمی استقبال خواهد کرد و ممکن است به یک سطح رضایت جدید دست پیدا کنید، رضایتی که قبلاً تجربه نکرده بودید.

اشتباه اول: اینکه نگران وضعیت ظاهرتان باشید

فکر کردن به وضعیت ظاهرتان حین رابطه جنسی باعث می‌شود نتوانید خودتان از رابطه لذت ببرید و شانس رسیدن شما به ارگاسم را پایین می‌آورد.

دکتر وستایمر می‌گوید، "به چربی‌های روی شکمتان یا آرایش روی صورتتان فکر نکنید. فقط تمرکزتان روی لذت آن لحظه باشد. باید به خودتان اجازه ارگاسم شدن بدهید. مردها دوست دارند که همسرشان خود را در رابطه جنسی رها کند و اگر بخواهید نگران ظاهرتان باشید، این اتفاق نخواهد افتاد."

دکتر هلن فیشر، انسان‌شناس فرهنگی در دانشگاه راجرز اعتقاد دارد که مردها نیمی از چیزهایی که زن‌ها مدام نگران آن هستند را اصلاً نمی‌بینند.

اشتباه دوم: باز هم اینکه نگران وضعیت ظاهرتان باشید...

"اگر شور و هیجان داشته باشید، پرانرژی باشید و به آنها علاقه نشان دهید، تعجب می‌کنید اگر بفهمید مردها به چه چیزهاییتان اصلاً توجه نمی‌کنند."

به نظر دکتر فیشر، کوری اختیاری که مردها به نقص‌های ظاهری زنان نشان می‌دهند، توضیح تکاملی دارد. او می‌گوید، براساس دلایل داروینی، مردها به طور ناخودآگاه دنبال زنانی هستند که بتوانند فرزندانی سالم به دنیا بیاورند. مردهایی که از میلیون‌ها سال پیش زنان بارور را به سمت خود جذب می‌کردند و فرزندان زیادی به دنیا می‌آوردند. بااینکه این مسئله این روزها چندان لازم به نظر نمی‌رسد اما هنوز مکانیزم بقای اولیه وجود دارد.

او توصیه می‌کند، "مردها بیشتر جذب زنانی می‌شوند که نشانه‌های سلامت و جوانی و باروری از خود نشان دهند. به جای اینکه نگران شکل کمر و باسن خود باشید، نگران سطح انرژی و شور و هیجانتان باشید و به او علاقه نشان دهید."

اشتباه سوم: اینکه تصور کنید که رابطه جنسی برای مردان مسئله‌ای اتفاقی است.

دکتر وستایمر باور دارد که همه ما باید عقاید قدیمی مثل اینکه زنان موجوداتی جنس‌گرا نیستند و فقط این مردان هستند که به دنبال سکس هستند را دور بریزیم. او می‌گوید، "برای بعضی از مردان رابطه جنسی مسئله‌ای بسیار مهم است. نباید آن را دست‌کم بگیرید."

دکتر پاروت می‌گوید، تحقیقات این ایده را که هم مردان و هم زنان رضایت از رابطه‌جنسی در یک رابطه متعهد را بیشتر می‌دانند، تایید می‌کند.

او می‌گوید، "تحقیقات مختلفی مشخص می‌کند که آنهایی که بیشترین و باکیفیت‌ترین رابطه‌جنسی را دارند زوج‌های ازدواج‌کرده هستند. این مسائل زیادی درمورد عدم کفایت "سکس اتفاقی" مطرح می‌کند."

در تحقیقی که توسط دکتر فیشر و همکاران او بر روی دانشجویانی که در رابطه جنسی‌ با همسرشان شرکت‌ داشته‌اند انجام گرفت، ارقام و آمار نشان داد که مردان نیز به اندازه زنان درمورد مسئله سکس و روابط جدی فکر می‌کنند. درواقع، بیش از 50 درصد از زنان و 52 درصد از مردان که سکس داشته‌اند گزارش کردند که به امید ایجاد یک رابطه طولانی و بادوام وارد آن رابطه شده‌اند. و یک سوم از آنها به این امید خود دست پیدا کردند. خود از این چه درسی می‌توان گرفت؟

دکتر فیشر می‌گوید، "هیچوقت تصور نکنید که مردها موجوداتی رمانتیک نیستند. دو اشتباه بزرگ در فرهنگ ما این است که تصور می‌شود زن‌ها مثل مردها اهل رابطه جنسی نیستند و مردها مثل زن‌ها رمانتیک نیستند."

اشتباه چهارم: اینکه فکر کنید مردتان همیشه برای رابطه جنسی آماده است.

شاید این باور درمورد پسرهای نوجوان صدق کند اما برای مردهای واقعی اینطور نیست. فشارهای زندگی روزمره—خانواده، کار، مخارج—می‌تواند میل و کشش جنسی مردها را پایین بیاورد. این برای خانم‌ها جای تعجب دارد و خیلی وقت‌ها کم بودن میل جنسی مرد باعث می‌شود زن آن را به خود بگیرد.

دکتر فیشر درمورد واکنش بسیاری از زنان نسبت به زمانی که همسرشان می‌گوید حال رابطه جنسی ندارد، می‌گوید، "این برای زن‌ها مثل شوک است و آنها آن را باور نمی‌کنند. آنها می‌دانند که خودشان همیشه در حال و هوای سکس نیستند اما بااینحال عاشق همسرشان هستند. اما وقتی می‌فهمند که مردشان نمی‌خواهد آن زمان با آنها رابطه جنسی داشته باشد، فکر می‌کنند که دیگر دوستشان ندارد. این اصلاً درست نیست. آن مرد فقط دوست ندارد در آن لحظه رابطه جنسی داشته باشد. همین."

اشتباه پنجم: راهنمایی نکردن مرد

دکتر پاروت می‌گوید،ر حرف زدن خیلی مستقیم درمورد رابطه جنسی، اینکه چه دوست دارید و چه دوست ندارید ممکن است باعث شود احساس راحتی نداشته باشید، حتی با همسری که سال‌ها است با او زندگی می‌کنید. اما تنها راه برای رسیدن به یک رابطه جنسی رضایت‌بخش، همین است.

دکتر وستایمر در این زمینه می‌گوید، "زن باید مسئولیت رابطه‌جنسی خود را بپذیرد. هیچ مردی نمی‌تواند بدون اینکه خود زن مسئولیت تجربه جنسی خود را قبول کند او را به ارگاسم برساند. حتی بهترین معشوق‌ها هم نمی‌دانند که زنشان چه دوست دارد."

خوشبختانه به عقیده دکتر فیشر، مردها خیلی دوست دارند که به همسرشان لذت بدهند.

دکتر فیشر می‌گوید، "اگر بتوانید به طریقی که میل‌جنسی مردتان را از بین نبرد به او بگویید که چه دوست دارید، مطمئن باشید که از آن استقبال خواهند کرد.". او به زن‌ها توصیه می‌کند که چیزهایی که دوست ندارند را بین 5 مورد از چیزهایی که دوست دارند بگنجانند و به مردها بگویند. او می‌گوید، "تا دفعه بعد که رابطه جنسی داشته باشید نمی‌فهمید که به حرفهایتان گوش کرده است یا نه. اما مردها گوش می‌دهند مخصوصاً اگر حرف‌هایتان را واضح زده باشید."

اشتباه ششم: اینکه وقتی چیز تازه‌ای پیشنهاد می‌دهد ناراحت شوید.

بعد از اینکه یک زوج مدتی با هم باشند، طبیعی است که بخواهند با ایجاد کمی تنوع به رابطه‌شان تازگی بدهند. فقط به این دلیل که همسرتان می‌خواهد چیز جدیدی را تجربه کند به این معنی نیست که از زندگی جنسی با شما خسته شده است. خلاصه بگوییم: نباید آن را به خودتان بگیرید!

دکتر پاروت می‌‌گوید، بااینحال خیلی مهم است که با منطقه امنتان هماهنگ باشید.

"هیچکس نباید در رابطه‌جنسی خودش را مجبور به انجام کاری کند که دوست ندارد. اگر همسرتان از شما بخواهد کاری بکنید که در خصوصیات و باورهایتان نمی‌گنجد، برای او مشخص کنید که آن کار فراتر از محدوده شماست و دلیلش را هم توضیح دهید. البته باید اینکار را به طریقی محبت‌آمیز بکنید. اما اگر مسئله‌ای است که چندان برایتان اخلاق‌گرایانه یا اعتقادی نیست اما باز هم نمی‌خواهید آن را انجام دهید، باز هم دلیلتان را توضیح دهید. سعی کنید واکنش شدید نشان دهید، درعوض، به او بگویید که لازم است مدتی درمورد آن فکر کنید."

www.mardoman.net


 
فرار از زندان باورهای غلط( روابط زناشویی)
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:

 
فرار از زندان باورهای غلط( زنها)
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:

 ۷ باورغلط مردها درباره ی زنها 

 

هفت باور نادرست مردها درباره ی زن ها
۱) زن ها سیری نا پذیرند
۲)حفظ و نگهداری آن ها مشکل است
۳) زن ها می خواهند مردها را کنترل کنند
۴) زن ها حسود هستند
۵) زن ها زیاده از حد احساساتی هستند
۶) زن هایی که قوی و توانا هستند، نیازی به مراقبت ندارند
۷) زن ها آزادی مرد را مختل می کنند
▪ باور غلط: زنها سیری ناپذیرند
مردها،تمایل و گرایش همیشگی زن مبنی بر بهبود و اصلاح کارها را با پر توقع بودن و سیری ناپذیری مزمن او اشتباه گرفته اند. این طبیعت زن است که به فکر بهبود، اصلاح و ارتقاء همه چیز است.
زنها- دست کم بیش تر آنها- بسیار کم توقع اند و می توان به راحتی با کوچک ترین چیزها خوشحالشان کرد. با یک لبخند، اظهار محبت و دلتنگی در آغوش گرفتن و ... خواهید دید چطور از شادی لبریز خواهند گشت.
▪ باور غلط: حفظ و نگهداری زن ها مشکل است
واقعیت این است که حفظ و نگهداری روابط صمیمی مشکل است. زن ها می خواهند رابطه شان سالم و صمیمی باشد و بدین جهت ازمردها توقع دارند برای این منظور وقت بگذارند و بر روی صمیمیت رابطه تلاش کنند.
زنها استانداردهای بالایی برای روابط صمیمی خود دارند، نه از آن رو که ایرادگیر و پرتوقع هستند، بلکه از آن جهت که عمیقاً متعهد و پایبند بوده و می خواهند که موفق باشند.
▪ باور غلط: زن ها می خواهند مردها را کنترل کنند
مردها تلاش زن را برای سازمان دهی، برنامه ریزی و حل مشکلات می بینند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشی از جانب زن برای کنترل مرد و بهره کشی از آن تعبیر می کنند.
واقعیت این است که زنها می خواهند کمک کنند، ایفای نقش کنند، بهبود بخشند، ارتقاء دهند و به حساب آورده شوند.
یکی از رایج ترین شکایت های زن ها از مرد زندگی شان آن است که بیش تر مردها، در فرآیند تصمیم گیری خود، زن ها را دخالت نمی دهند. از آن جا که زن ها از این احساس بیزارند، پس تلاش می کنند تا خود را به نحوی در جریانات زندگی همسرشان وارد کنند. بدین معنا که سوال می پرسند و راه حل ارایه می دهند. مرد، علاقه و کمک همسرش را به معنای تلاش برای مداخله و سلطه جویی معنا می کند.
▪ باور غلط: زن ها حسود هستند
واقعیت این است که زن ها محافظ و نگهبان روابط صمیمی و نزدیک خود هستند و می خواهند از رابطه ی خود با مردی که دوستش دارند محافظت کنند. نه از آن جهت که به همسر خود اعتماد ندارند، بلکه از آن رو که او را دوست دارند. به طور غریزی و فطری، زنان از هر چه برایشان ارزشمند باشد، مراقبت می کنند.
▪ باور غلط: زن ها زیادی احساساتی هستند
یکی از زیباترین ویژگی های زنها این است که قابلیت این را دارند که حس کنند و احساس داشته باشند و این احساسات را نشان دهند و ابراز کنند و این موهبتی بس گران بهاست. اما باور غلط این است که نشان دادن احساسات ،کیفیتی ضعیف تر و ناخواستنی تر از پنهان کردن احساسات می باشد. این همان پیامی است که اغلب مردها در کودکی وهنگامی که پسربچه ای بودند دریافت کرده اند. این که گریه نکردن، بهتر از گریه کردن است. خشن و قوی بودن، بهتر از ترسو بودن است. مستقل بودن بهتر از نیازمند بودن است.
بنابراین مردها، اغلب احساسات طبیعی زن ها را به غلط ،ضعف نفس تلقی می کنند و توانایی آنها را در حس کردن و احساس داشتن را به زیاده روی احساسی تعبیر می کنند.
مردها معمولاً زن را متهم می کنند که زیاده از حد احساساتی هستند. به این دلیل که مسئولیت گفتار یا رفتار نامهربانانه و احیاناً خشونت آمیز خود را نپذیرند.
بیشتر زن ها زیادی احساساتی نیستند، بلکه فقط احساساتی هستند! مردها هم همینطور. اما نمی توانند به راحتی احساسات خود را نشان دهند یا ابراز کنند. حقیقت آن است که مردها به همین دلیل زن ها را بسیار دوست دارند، همین حساس بودن، احساساتی بودن و توانایی حس کردن زن، دلیل آن است، زیرا همین احساساتی بودن زنهاست که به آنها امکان می دهد به مردها محبت بورزند و چنین احساسات خوبی را در آنها تولید کنند.
▪ باور غلط: زن های قوی نیازی به توجه و مراقبت ندارند
اشتباهی که مردان مرتکب می شوند این است که قدرت و توانایی را با خودکفایی اشتباه می گیرند. صرف این که زنی قوی و با اعتماد به نفس است به این معنا نیست که هیچ گونه نیازی ندارد و اصلاً به این معنا نیست که به شخص توانمند و نیرومند دیگری نیاز ندارد و این گونه نیست که هرگز خسته، ترسیده، وحشت زده و بی رمق نمی شوند.
واقعیت این است که اگر زنی به تنهایی هم قادر به انجام تمام کارها باشد، باز دوست دارد قدرت، توان، حمایت و مراقبت مردش را حس کند. هر قدر هم زنی قوی و مستقل باشد، همچنان نیاز دارد که احساس کند به طرق مختلف از او مراقبت می شود.
▪ باور غلط: زن ها آزادی مرد را مختل می کنند
مردها اغلب به اشتباه، درخواست های طبیعی و منطقی زن ها را مبنی بر شرکت در رابطه، با تلاش زن برای سلب آزادی مرد اشتباه می گیرند. زن ها دوست دارند روابطی متعهدانه و صمیمانه ایجاد کنند.
هر کسی به مجرد این که به رابطه ای وارد می شود، مقادیری از آزادی های شخصی خود را از دست می دهد. چرا که از حالا به بعد شخصی که با او رابطه برقرار کرده اید، به آنچه می گویید یا رفتار می کنید، واکنش نشان خواهد داد.
آزادی واقعی به این معنا نیست که چه کارهایی می توانید بکنید و چه کارهایی نمی توانید بکنید. بلکه به معنای آزادی در محبت ورزیدن آن هم بدون ترس و دریافت کردن بدون مقاومت و دادن و بخشیدن بی دریغ می باشد.
زن ها هرگز سعی ندارند چیزی را از مرد سلب کنند. برعکس آنها می خواهند محبت، فداکاری، از خودگذشتگی، تعهد، پایبندی و وفاداری خودشان را به مرد هدیه کنند. تمام تلاش های یک زن برای ایجاد رابطه با همسرش و صمیمی بودن و حل مشکلات است نه برای سلب آزادی از مرد  


 
فرار از زندان‌ باورهای غلط( کل زندگی)
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:

 

باور سمی

پاد زهر

1

تفریح اتلاف وقت است

استراحت ، سرگرمی وآرامش هم لازم است

2

به نفع توست که دیگران را کنترل کنی

اگر می خواهی دیگران با تو کنار بیایند ، آنها راکنترل نکن

3

اگر بگی "نه" ازت می رنجند و ناراحت می­شن

گاهی وقتا لازمه که بگی "نه" قرار نیست به خودت سخت بگیری تا رضایت بقیه رو جلب کنی

4

هرطور رفتار کنی، خانواده و دوستانت باید عاشقت با شند

عملکرد تو از اینکه تو کی هستی ، مهم تر است

5

مهربانی برنامهربانی پیروز خواهد شد

با نامهربانی محکم برخورد کن، به هیچکس اجازه نده با تو بد رفتاری کند

6

چیزی نگو که دیگران رابرنجانی

حرفهای مهم را مدبرانه بزن

7

هدفت باید کمال باشد

دنبال مزیت باش نه کمال

8

حتماً بگو "نه" چون اگه رو بدی آستر هم می خواهند

اگر برای رابطه ایی ارزش قائل هستی تا حد امکان در آن بگو "بله"

9

: اتمام حجت ، بگو مگوها را می خواباند

مذاکره و مصالحه ، بگو مگوها را می خواباند

10

صداقت محض بهترین سیاست است

عشق بهترین سیاست است نه صداقت محض

11

جواب ابلهان خاموشی است

عزیزانت ارتباط می خواهند نه سکوت

12

به هرچه می خواهی ، می رسی

اگر هدفت واقع بینانه باشد و زحمت بکشی به آن می رسی

13

اگر می خواهی کارها درست پیش بروند خودت آنها را انجام بده

الویت بندی کن مسئولیتهایت را ،متعادل کن کارهایی را که دوست داری و می توانی انجام بدهی انجام بده و بقیه کار ها را به دیگران محول کن

14

وقتی کار ها خوب پیش نمی روند دنبال مقصر بگرد

وقتی کارها خوب پیش نمی روند دنبال راه حل بگرد

15

تنبیه بهترین تربیت است

به جای آنکه رفتار های بد راتنبیه کنی، رفتار های خوب را پیداکن و به آنها پاداش بده

16

احساساتت را بروز نده

احساساتت را بروز بده تا اعتماد بسازی و صمیمیت ایجاد کنی

17

با همان اولین برداشت می توانی آدم ها را بشناسی

هر آدمی بی همتاست،تا او رادر شرایط مختلف ندیده باشی واقعا نمی توانی اورابشناسی

18

رضایت پدر و مادرت ازهرچیز دیگری مهم تر است

اجازه والدین خوب است، ولی شرط خوشبختی نیست

19

پول و موفقیت ، خوشبختی می آورند

رابطه عاشقانه خوشبختی می آورد

20

قربانی، همیشه قربانی است

تو می توانی خودت را از دام ناراحتی های گذشته برهانی

21

فروتن باش و به خودت نبال

نقاط قوت و توانایی هایت را راحت و صادقانه بیان کن

22

انتقاد ، بهترین راه اصلاح اشتباهات مردم است

به جای آنکه از دیگران ایراد بگیری ، دنبال راه حل باش

23

خودخواه نباش اول دیگران بعدا خودت

خودت را به اندازه دیگران دوست داشته باش

24

همسرم باید عاشق پدر و مادر و خانواده ام باشد

می توانم از همسرم بخواهم با خانواده ام محترمانه برخورد کند ولی نمی توانم مجبورش کنم عاشق خانواده ام باشد

25

وقتی آرزوهای بلند پروازانه داریم،حداکثر تلاش مان را به خرج می دهیم

وقتی انتظارات معقول داریم، حداکثر تلاشمان را به خرج می دهیم

26

همه باید آدم را دوست داشته باشید

آن که هستی و آن چه هستی را دوست داشته باش

27

اگر مشکلات را نادیده بگیری، برطرف می شوند

به جای آنکه مشکلات رانادیده بگیری آن را حل کن

28

همیشه برای بردن بازی کن

همیشه برای لذت بردن، همکاری و رشد ، بازی کن

29

برای خودت و دیگران ، قوانین روشنی وضع کن

از باید ها بپرهیز چون خوشحالی تو در گرو انعطاف است

30

عاشق واقعی توباید بداند چه نیازی داری

امیال و خواسته هایت را راحت و روشن کن چون چنین چیزی لایق عاشق واقعی تواست

31

بی احترامی ، عذاب آور است

بی احترامی عذاب آورنیست ،مگر این که خودت بخواهی عذاب آور باشد

32

به صلاح توست که به خودت سخت بگیری

با خودت و دیگران منصفانه رفتار کن

33

با معذرت خواهی همه چیز رو به راه می شود

معذرت خواهی کافی نیست مهم اینست که اعمال و رفتارشان را عوض کنند

34

اگر می خواهی تغییر کنی باید دلیل رفتارهایت راپیدا کنی

اگر می خواهی تغییر کنی به جای کند و کاو گذشته،کاری بکن

35

اشتباهاتت را بپوشان،مهم این است که درست به نظر برسی

هیچ کس کامل نیست،به کارهای درست خودت افتخارکن و اشتباهت را بپذیر

36

اگر به احساساتت گوش بدهی،هرگز اشتباه نخواهی کرد

احساسات تو می توانند گمراهت کنند، پس بهتر است قبل از هر اقدامی ،شواهد محکمی جمع کنی

37

زندگی باید عادل باشد

اگر چه زندگی عادل نیست ،اما می توانی آنرا بهتر کنی

38

زن و شوهر های خوشبخت نسبت به دیگران بی تفاوت هستند

خانواده های خوشبخت به فکر دیگران هستند

39

حرف مرد یکی است، هیچوقت زیر قولت نزن

پای قولت بایست مگر آنکه شرایط نگذارد به قولت عمل کنی

40

رنج و کار سخت ، شخصیت آدم را می سازد

الگو گرفتن از دیگران و توجه کردن به دیگران،شخصیت آدم را می سازد


 
فرار از زندان باور غلط( انگیزه های غلط در همسرگزینی)
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:

انگیزه های غلط ازدواج

ازدواج به عنوان سنتی پسندیده در تمامی جوامع در طول تاریخ از جایگاه خاصی برخورداربوده است . شروع زندگی مشترک روزنه ای بر ارضای نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی می باشد ، با این حال بنا به دلایل متعدد امروزه بسیاری از ازدواجها به طلاق منجر می شود .
انگیزه های افراد برای تشکیل زندگی مشترک، متعدد است ، بعضی از این انگیزه ها به دلیل ناهمخوانی با واقعیتهای زندگی زناشویی محکوم به شکست می شود . در این مطلب سعی ما بر این است تا به به انگیزه هایی که احتمالا به شکست در زندگی مشترک(طلاق) منجر می شود ، نظری افکنده بیفکنیم .


۱) ازدواج به منزله پاسخی به منتهای خانواده:
ازدواج در بسیاری از خانواده ها به عنوان یک سنت محسوب می شود، خصوصاً زمان ازدواج فرزندان ، در تعدادی از خانواده ها از قواعد خاصی تبعیت می کند . مثلاً بعضی از والدین اعتقاد دارند که فرزندانشان در سنین پایین تشکیل زندگی مشترک دهند . با توجه به مشکلات متعددی که در مسیر یک زندگی مشترک وجود دارد تبعیت از این باورها مخاطراتی را برای فرزندان امروزی به دنبال خواهد داشت .


۲) ازدواج به منظور فرار از تنهایی:
انسان موجودی اجتماعی است ودروجود او تعامل با دیگران در ارضای نیازهای انسانی سهم شایسته ای دارد . به همین خاطر بسیاری از افرادی که بنا به دلایل متعدد ، تنها زندگی می کنند و یا در عین حال که با خانواده خود زندگی می کنند احساس تنهایی می نمایند . گاهی برای کنار آمدن با این خلأ احساسی، به فکر تشکیل زندگی مشترک می افتند. به طور قطع ازدواج راهی به سوی تعامل، تبادل احساسات و همدردی محسوب می شود و این فرآیند به ایجاد رضایت در انسانها از زیستن با هم می افزاید. اگر احساس تنهایی ، ناشی از ضعف مهارتهای اجتماعی فرد در تعامل با دیگران باشد و یادلایل شخصیتی و ابتلاء فرد به اختلالات روانی سبب به وجود آمدن چنین حالتی در او شده باشد ، در چنین شرایطی ازدواج راه حل مناسبی برای کنار آمدن با این احساس نیست.


۳) ازدواج به منظور جبران کمبودهای شخصی:
گاهی افرادی که در شرایط سختی زندگی می کنند و امکانات موجود نیازهای ایشان را ارضا نمی کند ، برای جبران این خلاء ، اقدام به ازدواج می کنند. مثلاً دختری که در یک خانواده فقیر زندگی می کند ، ممکن است پیشنهاد ازدواج با یک فرد ثروتمند را به راحتی قبول کند .


۴) ازوداج به خاطر ارضای نیاز جنسی:
ازدواج در جامعه ، شیوه پسندیده ای در جهت ارضای نیازهای جنسی است . با این حال ارضای این نیاز در جامعه ، منوط به ازدواج نمی باشد . متاسفانه در جامعه ما ازدواج برای جوانان به دلیل مشکلات عدیده، بسیار دشوار شده است ، همچنین عدم وجود شرایط خاص برای حل نیازهای غریزی افراد از طریق شرعی و قانونی ، تبعات خاص یا زمینه پژمردگی احساسات غریزی را به وجود آورده و یا این نیاز را به سمت و سویی غیر از جهت اصلی آ ن منحرف ساخته است . این بن بست مضاعف ، موجب می شود که تعدادی از جوانها به دلیل فشار غرایز جنسی ، تن به مسئله ازدواج بدهند و این وضع در کوتاه مدت به دلیل مهیا نبودن سایر عوامل به جدایی زوجین منتهی می گردد .


۵) ازدواج به منظور داشتن فرزند:
دربعضی اوقات ، ازدواج به عنوان راهی برای والد شدن محسوب می شود . برخی به خاطر نیاز غریزی به داشتن فرزند و ارضای این نیاز به ازدواج گرایش پیدا می کنند . چنین انگیزه ای بدون در نظر گرفتن سایر عوامل در تشکیل زندگی مشترک تبعات منفی را به دنبال دارد .


۶) پذیرش انتظارات اجتماعی:
امروزه در رسانه های گروهی جامعه ما ، به طور مستقیم و غیر مستقیم، تلاش برای ورود جوانها به زندگی مشترک دیده می شود، چنین روندی بدون در نظر گرفتن ملاحظات متعدد، گاهی به گرایش جوانها به ازدواج و در نهایت به دلیل فراهم نبودن شرایط لازم جهت ادامه زندگی مشترک ، به جدایی زوجین منتهی می شود .


۷) رفع مشکل بیکاری:
درجامعه ما بنا به دلایل متعدد، از جمله شرایط استخدام در برخی از مشاغل، متاهل بودن ِ متقاضی است . لذا گاهی این شرایط موجب شکل گیری ازدواج در بین جوانها می شود که در بعضی اوقات به دلیل تداوم بیکاری و عدم کسب شرایط مناسب ، موجب جدایی زوجین می گردد .


۸) ازدواج به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگر:
گاهی انگیزه اصلی در تشکیل زندگی مشترک ،عشق به فرد مقابل و نیاز روان شناختی به زیستن با فرد مقابل نیست ؛ بلکه وی وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگر می شود . مثلاً خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند ، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامه زندگی مشترک در خارج با وی ازدواج کند ولی بعد از ورد به کشور خارجی ، در مدت کوتاهی از شریک زندگی اش جدا می شود .


۹) ازدواج به خاطر بالارفتن سن:
امروزه ، بنا به دلایل متعدد، سن ازدواج در بین جوانها بالا رفته و این مشکل خصوصاً برای دختران جامعه به خاطر مسائل فرهنگی استرس های متعددی را به دنبال داشته است . لذا گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن والدین، کاهش شور زندگی و .... صورت می گیرد . در چنین فضایی امکان سازگاری با مشکلات زندگی ، ضعیف بوده و در نهایت ضریب ریسک این ازدواجها بالا می باشد .


۱۰) ازدواج به خاطر نجات یک انسان:
گاهی انگیزه فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی و دلایل دیگراست. مثلاً دختری که وابستگی شدید به پسری دارد ، مسئولیت زندگی وی از جمله کار، مسکن و مسائل مالی را می پذیرد . چنین انگیزه هایی بعد از مدتی کوتاه رو به خاموشی می رود و در نهایت زندگی مشترک را با بحران مواجه می سازد .


۱۱) ازدواج به خاطر رفع بحران:
گاهی ازدواج به دلیل آسیب دیدگی جنسی ناخواسته، اتفاق می افتد. به این معنی که طرفین برای حمل این مشکل به ازدواج تن می دهند، چنین شرایطی بدون آمادگی لازم جهت ورود به این فضا، مخاطراتی را به دنبال دارد که در نهایت حداقل آن احساس به تله افتادن و حس اجبار به ازدواج با یکدیگر است . چنین شرایطی خطر پذیری فزاینده ای برای ادامه زندگی مشترک ایجاد خواهد کرد .


۱۲) ازدواج به خاطر فرار از مشکلات خانوادگی :
گاهی انگیزه افراد برای ازدواج به دلیل دوری آنها از محیط استرس زای خانواده از جمله درگیری والدین، اعتیاد والدین، سوء رفتار جسمی و جنسی، بی توجهی، طرد و خشونت و موارد دیگر است . در چنین شرایطی افراد آمادگی روان شناختی لازم جهت ارزیابی متقابل را نداشته و در نهایت احتمال آسیب زا بودن این رابطه بالا می باشد .


۱۳) ازدواج به خاطر عشق:
گاهی دو نفر ، چنان علاقه ای به یکدیگر پیدا می کنند که گمان می برند به راستی عاشق هم هستند . وقتی هیجان ، با سرعت چشمگیری در روابط پیش برود ، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود پیش نمی رود، زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشتهاست.صراحت ، صداقت و اعتمادی که لازمه یک رابطه محکم است احتیاج به زمان دارد . یک آشنایی سریع، هر چقدر هم که هیجان آور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار می آورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی اشتباه می شود ، به همین دلیل ازدواج هایی که در کوتاه مدت اتفاق می افتند ، مخاطراتی را به دنبال خواهند داشت .


۱۴) ازدواج به خاطر فرار از یکنواختی زندگی:
گاهی افراد بدون آگاهی و آمادگی لازم وارد یک زندگی مشترک می شوند و پس از مدتی احساس از دست دادن آزادیهای فردی و یا احساس در دام افتادن می کنند، ازدواجهایی که درآن انگیزه مزه کردن زندگی مشترک ، بدون توجه به سایر مؤلفه ها وجود دارد ، اغلب مخاطراتی را به دنبال خواهد داشت .


۱۵) ازدواج به دلیل برداشت غلط از مفاهیم :
افراد در دوران نامزدی ممکن است به فاش سازی مسائل شخصی خود بپردازند که گاهی بی توجهی به محتوای مطالب ابراز شده مشکلاتی را به دنبال دارد . مثلاً مردی به نامزدش می گوید که اعتیاد دارد ؛ اما زن می گوید چون با صداقت این موضوع را گفته من همسر او می شوم و بعد از ازدواج این مسائل ایجاد مشکل خواهد کرد.


۱۶) ازدواج به مفهوم پذیرش جبر:
تعدادی از جوانان، خصوصاً آنهایی که نگرشهای سنتی دارند گاهی ازدواج با فرد مقابل برایشان موضوعی از پیش تعیین شده محسوب می شود . در جامعه ما ، گاه این فرآیند با عنوان«قسمت» شناخته می شود، لذا این تصور وجود دارد که خواستگار فرد در واقع شخصی است که انگار مقدر شده است با او زندگی کند . چنین طرز تفکری جزء آسیبهای پیش از ازدواج محسوب می شود .


۱۷) دوران کوتاه نامزدی:
دوران نامزدی حداقل ، شرایطی را برای آگاهی زوجین از هم فراهم می آورد . تعدادی از افراد در این دوران متوجه تفاوتهای بسیاری بین خود و فرد مقابل می شوند یا در این دوران متوجه ناراحتی و یا مبتلا بودن فرد به یک اختلال روانی یا وابستگی او به مواد مخدر می شوند ، اما به رغم وقوف به این مسائل ، بنا به دلایل فرهنگی از جمله اینکه به هم خوردن نامزدی را مساوی با بی آبرویی و از دست دادن حیثیت خود قلمداد می کنند تن به ازدواج می دهند چنین تجاربی در زندگی مشترک، بسیار بحران زا بوده و احتمال جدایی زوجین قابل پیش بینی است .


۱۸) در کل احتمال آسیب زا بودن ازدواج افراد با شرایط زیر قابل پیش بینی است :


▪ ازدواج دو فرد با فرهنگهای کاملاً متفاوت.
▪ ازدواج در سنین پایین زیر ۲۰ سال
▪ تفاوت سنی زیاد بین زوجین مثلاً ۱۵تا۲۰سال
▪ بالاتر بودن سن دختر از پسر ( زن از مرد)
▪ ازدواج یک مرد با زنی بیوه یا مطلقه
▪ ازدواج دختر با مردی که از ازدواج پیشین خود فرزندی دارد .
▪ ازدواج دو فرد مطلقه که دارای فرزندان بزرگسال می باشند .
▪ ازدواج افرادی که فاصله طبقاتی بسیار زیادی با هم دارند .
▪ ازدواج دختری برخوردار از تحصیلات دانشگاهی با پسری که از لحاظ تحصیلی پایین است .
▪ ازدواج با فرد معتاد به مواد مخدر
▪ ازدواج با شخصی که قبلاً ازدواج های متعددی داشته است .
▪ ازدواج با فردی که خانواده اش شدیداً مخالف این وصلت هستند .
▪ ازدواج بدون داشتن اطلاعات کافی از موقعیت فردی ، خانوادگی و اجتماعی شخص مقابل .
▪ ازدواج با فردی که ثبات شغلی نداشته و به دلیل مسائل شخصیتی خاص ، قادر به سازگاری در محیط کار نیست .
▪ ازدواج با دختر یا پسری که هنوز دانشجو است و از ثبات اقتصادی، شغلی و فکری لازم برخوردار نمی باشد .
۱۹) ازدواج به خاطر جذابیت ظاهری:اهمیت جذابیت جسمانی به عنوان یک عامل مهم در دوستی ها و مناسبات اجتماعی، غیر قابل انکار است . به نظر می رسد افرادی که جذابیت ظاهری دارند ، رفتارهای پسندیده تر و ویژگیهای شخصیتی زیبایی هم داشته باشند . به خاطر چنین تصوری ، تعداد زیادی از دختران و پسران مجذوب جذابیت جسمانی هم می شوند . زمانی که اهمیت این عامل درمعیارهای افراد برای تشکیل زندگی مشترک بدون توجه به عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی افراد لحاظ می شود ، ضریب خطر پذیری چنین ازدواجهایی نیز طبیعتاً بالا خواهد رفت .
در پایان باید به نکته اشاره کنیم ، که مسائل مطرح شده فوق به صورت مطلق تأثیر گذار نبوده و موارد استثنا هم وجود دارد .


 
فرار از زندان باورهای غلط( روان شناسان)
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:

هفت باور غلط درباره روانشناسان

7 باور غلط درباره روانشناسان
روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می‌شوند، اما از شیوه‌های سالم برای ابراز آن بهره می‌گیرند. در بین عامه مردم باورهای غلطی شکل گرفته که تعدادی از این باورها ناشی از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادی از آنها ناشی از فقر دانش و میزان همنوایی بالا در میان مردم است که البته این باورهای غلط در زمینه های گوناگون به چشم می خورد و زمینه ساز بسیاری از کج اندیشی ها و تصمیم های غلط در زندگی بسیاری از ماست. وقتی عامه مردم درباره همه چیز و خارج از حیطه تخصص خود حکم صادر کنند، بستر بی اعتمادی فراهم می شود.این مقاله درباره تعدادی ازاین باورهای غلط در ارتباط با روانشناسان توضیح می دهد.

1 - روانشناسان عصبانی نمی‌شوند!
در باور فوق، ما به کلمه هیچ وقت برمی‌خوریم که یک کلمه مطلق است و این خود اولین نکته منفی درباره این باور است. چون درباره خصایص روانی و هیجانی انسان‌ها هیچ کلمه مطلقی نمی‌‌توانیم استفاده کنیم، چون انسان موجودی بسیار پیچیده، متفکر و انتخاب‌گراست. ضمن این که عصبانیت جزو مکانیزم‌های متعادل‌ساز روان‌آدمی است که توسط خداوند در ذهن انسان‌ها به ودیعه نهاده شده است ،چرا که اگر همین عصبانیت وجود نداشت انسان به مثابه دیگ بخاری بودکه سوپاپ اطمینان نداشت و بنابراین پس از گذشت چندین ساعت از کار این دیگ بخار ،ما شاهد انفجار این دیگ می‌بودیم. و مهم‌تر از همه این که اگر خشم و عصبانیت به هر دلیلی ابراز نشوند خود می‌تواند زمینه‌ساز کینه، نفرت، دشمنی و انواع و اقسام بیماری‌های روانی و جسمانی در آینده شود که به مراتب بدتر از ابراز خشم به‌وجود آمده در آن موقعیت مشخص است. بنابراین چگونه می‌توان انتظار داشت که یک روانشناس که خود به خوبی از عملکرد این فعالیت در ذهن و بدن خویش آگاه است خشم خود را فروخورد تا به او مهر تأیید روانشناس زبده را بزنند. در حالی که او قادر است با مکانیزم‌های دفاعی پخته و پیشرفته همچون شوخ‌طبعی باور فوق را به این شکل اصلاح کند. روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می‌شوند، اما از شیوه‌های سالم برای ابراز آن بهره می‌گیرند.

2 - خودشان دیوانه‌اند!
این هم یک باور غلط شایع در میان مردم است که به هیچ عنوان علمی و منطقی نیست، چرا که اگر ما بخواهیم یک حکم کلی در ارتباط با گروهی از مردم بدهیم نیازمند آنیم که تحقیق علمی در سطحی وسیع انجام دهیم و با انجام روش‌های آماری ادعای فوق را اثبات کنیم. همانطور که یک مکانیک اتومبیل هنگامی که خودرواش در معرض نقص فنی احتمالی قرار دارد زودتر از دیگر افراد مطلع می‌شود این قاعده در ارتباط با روانشناسان نیز صادق است، چرا که آنان به دلیل آگاهی از بیماری‌های روانی بسیار زودتر مطلع شده و به دلیل اطلاع از مشکلات پیش آمده احتمالی بر اثر بیماری‌های روانی خیلی زودتر به سمت و سوی درمان و حل مشکل خویش روان می‌شوند. ما نمی‌توانیم بگوییم چون روانشناسان با بیماران روانی بسیاری درگیرند خود نیز قطعاً‌ از این بیماری‌ها بی‌بهره نخواهند ماند، به همان دلیل که اشخاصی که در بیمارستان‌ها در بخش مراقبت از بیماران عفونی کار می‌کنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً‌ به این بیماری‌ها مبتلا خواهند شد. بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم. روانشناسان هم همچون دیگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بیماری‌های روانی قرار دارند.

3 - ما خودمان روانشناسیم
بله این جمله‌ای است که کارل راجرز، یکی از روانشناسان بزرگ و پایه‌گذار روانشناسی انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت که هر کس خودش بهترین درمانگر خویش است اما سئوالی که پیش می‌آید این است، پس چرا همه روزه تعداد کثیری از مردم به کمک و دخالت روانشناسان نیازمند هستند؟ جواب این است به همان دلیل که همه ما بالقوه می‌توانیم به قله دماوند صعود کنیم اما به شرطی که شخصی نتواند راهنمایی ما را به عهده بگیرد. یعنی راه را به ما نشان دهد و تجهیزات لازم را به ما معرفی کند. برای حل مشکلات شخصی هم ما نیاز به کمک یک روانشناس زبده داریم که نه برای ما بلکه با ما حرکت کند تا به حل مشکلاتمان نائل شویم و از همه مهم‌تر این که ذهن انسان از3 بخش عمده هشیار، نیمه‌هشیار و ناهشیار تشکیل یافته است که اگر ما خیلی توانا باشیم حداکثر به نیمه هشیار ذهنمان دسترسی پیدا می‌‌کنیم که البته برای حل مشکلات کافی نیست. بنابر این نیازمند کمک کسی هستیم که بتواند به ناهشیار ذهن ما وارد شده و از این انبار متروکه پرونده‌های دردناک بایگانی شده گذشته را بیرون آورده و از نو رسیدگی کند.بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم. هیچ کس بیشتر از خود انسان به احوالات خودش آگاه نیست اما بدون کمک یک روانشناس هرگز بدان احوالات دسترسی نخواهد داشت.

4 - روانشناسان با یک نگاه می‌توانند همه چیز را درباره ما بدانند.
این باور، روانشناسان را به جادوگرانی مبدل می‌سازد که قادرند فکر ما را بخوانند شود، که این موضوع به هیچ عنوان صحت ندارد، چرا که برای شناختن افراد در روانشناسی روش‌های گوناگونی همچون مشاهده تجربی یعنی در نظر داشتن رفتار افراد بدون آنکه خودشان متوجه باشند، مصاحبه با نزدیکان و خویشاوندان ،اجرای آزمون‌های روانی همچون پرسشنامه، تست و آزمون‌های فرافکنی و در نهایت مصاحبه با خود شخص که از انواع مختلفی برخوردار است در نظر گرفته می شود. در نهایت می‌توان گفت پس از انجام این آزمایش‌ها و آزمون‌ها شاید با احتیاط بتوان گفت از شخص مورد نظر نیمرخ روانی به‌دست آورده‌ایم. که باز هم در پاره‌ای از موارد بی نقص نخواهد بود. بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم.
روانشناسان هرگز با یک نگاه نمی‌توانند همه‌چیز را درباره ما بدانند.

5 - روانشناسان نیاز به مشورت ندارند
این هم یک باور غلط دیگر است، چرا که روانشناسان هم همچون آرایشگران قادر به اصلاح سر خویش نیستند، هرچند که آرایشگر قابلی باشند. به این دلیل که مشکلات روانی همیشه صرف نظر از داشتن لایه‌های منطقی از لایه‌ای هیجانی نیز برخوردارند، بنابراین با توجه به اصل نیروگذاری روانی (یعنی مقدار مشخصی انرژی روانی می‌توان در ذهن به فعالیتی خاص صرف شود) وقتی بخشی از نیروهای ذهنی ما در هیجانات ما صرف شده است نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که با آگاهی و اشراف کامل دست به حل مسئله بزنیم، بنابراین، نیاز داریم از شخص دیگری که البته رابطه خویشی و دوستی با ما ندارد کمک بگیریم تا او با صددرصد توان به کمک ما برای حل مسائل بیاید. البته این قاعده شامل حال تمام افراد می‌شود؛ چه مشاوران و چه روانشناسان. پس باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم. روانشناسان هم نیاز به مشورت دارند.

6 - روانشناسان دانای کل هستند
این باور غلط و غیرمنطقی در بین مردم شایع است. البته متأسفانه این به دلیل ضعف حرفه روانشناسی در ایران است که اگر شما به اکثر روانشناسان شاغل در ایران مراجعه کنید قادرند از مشکل شب ادراری کودکتان تا لکنت زبان همسرتان، دعاوی خانوادگی، ترس و اضطراب و وسواس و... همگی آنها را درمان کنند. در صورتی که در کشورهای پیشرفته شاید هر روانشناس حداکثر در 2-3 موضوع مرتبط تخصص دارد و داوطلبانه اعلام می‌کند که فقط قادر به حل مشکل ترس و اضطراب شماست، نه به عنوان مثال مشاوره شغلی و تحصیلی هم انجام دهد. ضمن اینکه در باور فوق زندگی کردن واژه‌ای کلی و مصادیق آن وسیع است، بنابراین باور فوق به شکل زیر اصلاح می‌شود.
هر روانشناسی قادر به حل بعضی از مشکلات خاص و مشخص مراجعانش می‌باشد.

7 - روانشناسان سرنوشت را تغییر می دهند
این هم یک باور عجیب دیگر که اصلاً نمی‌تواند درست باشد. بزرگی می‌گفت: مراقب افکارت باش چون به حرفهایت بدل می‌‌شود. مراقب حرفهایت باش چون به اعمالت تبدیل می‌‌شود. مراقب اعمالت باش چون به عادت‌هایت مبدل می‌شود. مراقب عادت‌هایت باش چون به شخصیت تو تبدیل می‌شود. مراقب شخصیت خود باش چون به سرشت تو تبدیل می‌‌شود و مراقب سرشت خویش باش چون به سرنوشت تو تبدیل می‌‌شود. فکر می‌کنم این بزرگ به‌خوبی حق مطلب را ادا کرده، چرا که تا انسان‌ها خود نخواهند، به هیچ تغییر پایداری در زندگی‌شان نخواهند رسید. مگر آنکه دست خویش را در دست راهنمایی دلسوز چون یک روانشناس زبده دهند تا او را از کوره راه‌های زندگی به سرمنزل خوشبختی و سعادت رهنمون کند.
روانشناسان قادر به پیشگویی و تغییر سرنوشت افراد نیستند مگر با همکاری و مساعدت خود آنها.


 
فرار از زندان باورهای غلط (همسران 2)
ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:

دبورد و رومانس (1996) 9 باور غیرمنطقی رابطه ای را درزوجها شناسایی کرده‌اند که عبارتند از:

1. ما باید با هم کاملا" باز و صادق باشیم

2. ما باید قادر باشیم افکار یکدیگر را بخوانیم

3. ما باید هر کاری را با هم انجام دهیم 

4. ما باید قادر باشیم تمام نیازهای یکدیگر را برآورده کنیم

5. ما باید مشتاق باشیم و بتوانیم یکدیگر را تغییر دهیم

6. باید بین ما همه چیز بی کم و کاست باشد

7. حفظ روابط خوب آسان است

8. کسی هرگز نمی‌تواند بدون وارد شدن به یک رابطه عاشقانه کامل باشد

9. ما باید در حد ایده ال عاشق یکدیگر باشیم

علاوه بر انواع باورها و تحریفهای شناختی که مطرح گردید باورهای دیگری هستند که شاید به طور مستقیم در متون شناختی اشاره نشده اند ولی شباهت زیادی به باورهای هسته ای / طرحواره ها دارند. این باورها به"باورهای نادرست خانواده "مشهورند و در ظاهر اختصاص به یک زوج یا فرد خاصی ندارند اما به نظر می‌رسند در فرهنگهای مختلف نسل اندر نسل منتقل شده اند.‌ چند مورد از این گونه باورها ی خانوادگی عبارتند از (موتابی و فتی،1383) :

1. عروس با لباس سپید به خانه بخت می‌رود و با کفن باید خارج شود.

2. اگر با همسرت اختلاف داری بچه بیاور.‌

3. زن و شوهر نباید خودخواه باشند و به نیازهای خود فکر کنند.

4. اگر زن و شوهری با هم دعوا کنند یعنی یکدیگر را دوست ندارند (درازدواج موفق عدم توافق وجودندارد)

5. وقتی مشکلی پیش می‌آید اشاره به مشکلات قبلی می‌تواند مفید باشد

6.‌ در دعواهای زناشویی همیشه یک نفر برحق و دیگری ناحق است (پس دعوای زناشویی برنده –بازنده دارد)

7. اگر مشکلی بین زن و شوهر پیش می‌آید ابتدا باید "مقصر" را پیدا کرد.

8. زن و شوهر رفته رفته منظور یکدیگر را درک خواهند کرد پس نیازی به چک کردن نیست.

9. زوج عاشق ، زوجی همیشه خوشحال باید باشند. زندگی مشترک موفقیت آمیز منجر می‌شود

10. زن و شوهر باید علایق و عقاید یکسانی داشته باشند و بکوشند که تا حد امکان شبیه یکدیگر شوند

11. رابطه زن و شوهری پاک و مقدس را نباید با داشتن سکس آلوده کرد.

12. زن و شوهر خوب نیازی به خانواده ها یا دوستان خود ندارند چون یکدیگر را دارند.

13. تا زیر یک سقف زندگی نکنی ،نمی‌توانی همسرت را بشناسی.

14. ازدواج مثل هندوانه نبریده است و نمی‌شود فهمید که چی از آب در می‌آید.

15. در زندگی مثبت تحسین کردن به اندازه گوشزد کردن ضرورت ندارد

16. هر کسی می‌تواند و (باید) خود را به شکل دلخواه همسرش در آورد.

17. زندگی زناشویی باثبات زندگی است که در آن آب از آب تکان نخورد و مشکلی وجود نداشته باشد

18. زندگی مشترک هر قدر هم بد باشد باید بخاطر بچه ها (نه بخاطر خودمان) آن را حفظ کرد.

19. همه می‌دانند که یک شوهر چه چیزی را دوست دارد یا یک زن از چه خوشش می‌آید.

20. اگر زندگی مشترک خوب پیش نمی رود ،جدا شدن و ازدواج مجدد راه چاره است.

21. جدایی یا طلاق نشانه شکست آن زندگی و آن زن و شوهر می‌باشد.

22. به همسرت رو بدی سوارت میشه( گربه را دم حجله باید کشت).

23. انسان در زندگی جایز الخطا است !( انسان ممکن الخطا ست نه جایزالخطا ست)

24. همسرم خودش می‌داند که دوستش دارم و مرا می‌شناسد پس لزومی ندارد مدام به او بگویم‌ دوستش دارم.

25. دعوا نمک زندگی زناشویی است ( زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند). اما دعوا واقعیت زندگی نه نمک زندگی زناشویی است.

26. رابطه جنسی خوب حتما" منجر به رضایت زناشویی می‌شود. اگر همه چیز بین زن و شوهر خوب پیش برود لازم نیست نگران رابطه جنسی باشیم

27. اگر از زندگیت راضی نیستی ازدواج می‌تواند حلال مشکل باشد. گاه برای بهبود افرادعقب مانده و پسیکوتیک پیشنهاد ازدواج می‌شود.

28. زندگی مشترک باید سراسر خوشی و شادی باشد و زن و شوهر باید تمام رضایت (وآرزوهای) خود را در ازدواج جستجو کنند.


 
فرار از زندان باورهای غلط (همسران)
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:

 دوازده باور و انتظار مخرب  همسران

 
1) عشق ما ( یعنی احساست عاشقانه و هیجانی ) با گذشت زمان کاهش نخواهد یافت .
2) همسرم باید بتواند افکار ، احساسات ، و نیاز های مرا پیش بینی کند .
3) همسرم هرگز مرا نخواهد رنجاند یا با خشم در مقابل من قرار نخواهد گرفت .
4) اگر همسرم واقعا عاشق من باشد باید همیشه سعی کند که مرا خوشحال کند ( یعنی هر نیاز و خواست مرا بر آورده سازد . )
5) عشق یعنی این که هرگز نسبت به همسرت خشمگین یا عصبانی نشوی .
6) همیشه با هم بودن را نشانه ی عشق پنداشتن .
7) علایق ، اهداف و ارزش های شخصی ما همیشه مانند هم خواهد بود .
8) همسرم همیشه با من صادق و صریح خواهد بود .
9) چون ما عاشق هم هستیم پس همسرم همیشه به من احترام خواهد گذاشت ، مرا درک خواهد کرد ، و با من موافق خواهد بود ، بدون اینکه توجه کند من چه رفتاری دارم .
10) بسیار ناگوار خواهد بود که همسرم مرا شرمنده و تحقیر کند یا از من انتقاد کند .
11) سطح علاقمندی و وفاداری ما به هم هرگز نباید کاهش یابد .
12) ما باید همیشه در مورد مسائل مهم با یکدیگر توافق داشته باشیم .


 
فرار از زندان باورهای غلط( همسرگزینی)
ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:


باورهای منطقی در مورد انتخاب همسر


فرآیند انتخاب همسر برای هر فرد بالغ و مجرد، مرحله ای بسیار مهم و اغلب دشوار محسوب می‌شود. شاید کمتر انتخاب دیگری ممکن است تا این اندازه در طول زندگی زوج‌ها مرکز توجه و بسیار با اهمیت تلقی گردد.
اما متأسفانه، در بحبوحه‌ی دروان معاشقه (نامزدی) افراد جوان اغلب بی ملاحظه می‌شوند و مشکلات اساسی را در ازدواج نادیده می‌گیرند و یا این که آنها را بررسی نمی‌کنند. علاوه بر این نگرش‌ها و عقاید خاصی در جامعه‌ی ما رواج یافته است که موجب نا امیدی و نارضایتی در فرآیند انتخاب همسر می‌گردند. در این میان برخی از عقاید و باورها در فرآیند ازدواج و انتخاب همسر غیرمنطقی و محدود کننده به نظر می‌رسند.


باورها و یا عقاید غیرمنطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسر که به عنوان باورهای شخصی تعریف شده‌اند:

 


الف- زمان ازدواج و امتخاب فرد مورد نظر برای ازدواج را محدود می‌کنند.
ب - تلاش برای پیدا کردن فرد مناسب برای ازدواج را دچار افراط و یا تفریط می‌کنند.
ج - از بررسی اندیشمندانه‌ی توانایی‌ها و ضعف‌های بین فردی و شناختن فاکتورهای قبل از ازدواج که در موفقیت ازدواج مؤثر هستند، جلوگیری می‌کنند.
د- مشکلات و موانع انتخاب همسر را تداوم می‌بخشند و گزینه‌های بعدی برای حل مشکلات را به حداقل می‌رسانند.
به عنوان مثال یکی از این عقاید محدود کننده می‌تواند اینگونه باشد که زوج‌ها با این اعتقاد وارد زندگی شوند که تنها عشقشان نسبت به یکدیگر برای غلبه کردن بر تمام مشکلات کافی است.
نگرش‌ها و طرز تفکر منطقی و غیرمنطقی افراد درباره فرایند انتخاب همسر به هنگام ازدواج یکی از فاکتورهای بسیار مهمی‌ است که می‌تواند ازدواج را با موفقیت یا شکست مواجه نمایند.
آگاه بودن افراد درباره‌ی نگرش‌ها و طرز تفکر و عقیده‌ی خودشان درباره‌ی انتخاب همسر و در پیش گرفتن نگرشی منطقی و واقع‌بینانه می‌تواند در داشتن ازدواجی موفق آنها نقش بسزایی داشته باشد.
برداشت ما از نگرش مجموعه ای از شناخت‌ها ، باورها، عقاید و واقعیت‌ها (دانسته‌ها) است که حاوی ارزشیابی‌های مثبت و منفی (احساسات) باشد.

نُه باور غیر منطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسر
موضوعی که به طور وسیع در پیشینه‌ی تجربی که در زمینه‌ی انتخاب همسر نادیده گرفته شده است مربوط به نقش و تأثیر باورهای شخصی در فرایند انتخاب همسر می‌باشد. از بررسی سوابق موجود در زمینه‌ی نقش باورها در انتخاب همسر: لارسن(1992) نُه باور غیر منطقی که افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بیان کرده است.

1 - عشق انحصاری

 اعتقاد به اینکه من فقط می‌توانم عاشق یک نفر باشم.
شخصی که دارای این عقیده است گمان می‌کند که تنها یک نفر در دنیا برای ازدواج با او مناسب است. این تفکر بسیار شبیه این عقیده است که ما جایی در دنیا همزاد و یا نیمه‌ی دومی ‌داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل می‌رسد.
این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که باید به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه این دیدگاه به سرانجام می‌رسد روشن نیست. همچنین شاید این عقیده دعوت به انتظار غیر فعالی باشد برای رسیدن به دقیقه اعجاز برانگیزی که چشم‌انداز یک ازدواج خوب را نوید می‌دهد.

2 - همسر کامل
اعتقاد به تفکر که «تا زمانی که فردی کامل برای زندگی پیدا نکنم، نباید ازدواج کنم». کسی که این اعتقاد را داشته باشد شاید برای تصمیم گرفتن برای ازدواج دچار محدودیت شود چرا که هیچ فردی کامل نیست و شاید برای پیدا کردن چنین فردی باید زمانی طولانی صرف شود.

3 - تکامل خود
کسی که اینگونه فکر می‌کند و می‌گوید:«تا زمانی که نتوانم به خودم به عنوان یک همسر اعتماد کنم، نباید ازدواج کنم».
این اعتقاد نیز محدود کننده و غیر منطقی است از آن جهت که هیچ کس کامل نیست و احساس کامل بودن به عنوان یک همسر را نخواهد داشت. احساس آمادگی برای ازدواج ضروریست، اما شاید اشخاصی را برای تصمیم گیری درباره ازدواج دچار اضطراب کند.

4 - ارتباط کامل
صاحب این عقیده این چنین می‌اندیشد:«ما باید قبل از ازدواج ثابت کنیم که ارتباط مؤثری خواهیم داشت».
توجه به فاکتورهای پیش بینی کننده‌ی پیش از ازدواج بسیار عاقلانه است.
مانند ارتباط خوب و مهارت‌های حل مشکل و تشابه و همانندی ارزش‌ها و عقاید. جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارت‌ها و قابلیت‌ها را داشته باشد عاقلانه است.
با این وجود ، از آنجا که موفقیت در ازدواج را نمی‌توان تضمین کرد، برای کم کردن محدودیت این تفکر می‌توان اینگونه اندیشید که هیچ راهی برای تضمین خوشبختی پیش از ازدواج میسر نمی‌باشد.

5 - تلاش بیشتر
این اعتقاد با این تفکر شکل می‌گیرد که من با هرکسی که برای ازدواج انتخاب کنم خوشبخت خواهم شد به شرط آن که به قدر کافی تلاش کنم.
لارسن (1992) تأکید می‌کند که تلاش دو همسر برای حل مشکلات و مؤثر ساختن یک ازدواج ، دو فرد بالغ و متفکر را می‌طلبد. از آنجا که هر کسی آنقدر متمایل به حل مشکلات نخواهد بود. بنابراین کمی‌دقت در انتخاب همسر در ابتدای ضروری به نظر می‌رسد.

6 - عشق کافی است
فرد دارای این عقیده شاید چنین بگوید:«عاشق کسی شدن برای من دلیل کافی برای ازدواج است». جامعه‌ی غربی عشق رمانتیک را به عنوان شرطی لازم برای ازدواج ارزشمند می‌شمارد.
در واقع، اشخاص کمی‌هستند که ازدواج را بدون عشق تصور کنند. اگر عشق به عنوان تنها معیار در نظر گرفته شود، سایر توانایی‌های اساسی فردی و بین فردی از نظر دور خواهد ماند.

7 - همزیستی
این عقیده چنین است: «اگر من و همسر آینده ام قبل از ازدواج با هم زندگی کنیم، شانس وخوشبختی مان را افزایش خواهیم داد».
مرور سوابق همزیستی و موفقیت‌های بعدی در ازدواج نشان داده است که افرادی که قبل از ازدواج با هم زندگی می‌کنند آمادگی بیشتری را برای نارضایتی از زندگی وجدایی دارا می‌باشند در مقایسه با کسانی که با هم همزیستی نکرده اند.
این ارتباط معمولاً با خصوصیات کسانی که همزیستی می‌کنند به نسبت کسانی که همزیستی نمی‌کنند مشکلات بیشتری در رابطه با تعهد دارند و تمایل کمتری برای ارزشمند شمردن ازدواج ونگرش مثبت تری نسبت به طلاق دارند.

8 - فرد مکمل و تضاد
در این نگرش شخص اینگونه می‌اندیشد: «من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیتی او متضاد با خصوصیات من باشد».
اگر چه تفکر رایج مبنی بر آنکه افراد با خصوصیات کاملاً متفاوت می‌توانند کامل کننده‌ی ضعف‌ها و قوت‌های یکدیگر باشند، اما فاکتورهای پیش‌بینی کننده‌ی موفقیت در ازدواج نشان می‌دهند که قویترین عامل خوشبختی ، همانندی در ارزش‌ها، نگرش‌ها و خصوصیات شخصی است.

9 - انتخاب باید آسان باشد
این عقیده که انتخاب یک همسر باید ساده باشد و این انتخاب حامل یک شانس و یا اتفاق است. بنابراین فرد شاید تصور کند که برای انتخاب همسر به جای عمل کردن باید در انتظار یک اتفاق بماند.
چنین فردی در انتظار شانسی برای دیدار و عشق در اولین نگاه است بدون آنکه از تفکر محتاطانه آمادگی لازم، یا انجام عملی برای نزدیک تر شدن به هدف ازدواج کمک گرفته شود.
مواردی که عنوان شدند فقط تعدادی از نگرش‌ها و باورهای غیر منطقی افراد نسبت به انتخاب همسر می‌باشند.
نحوه‌ی نگرش افراد نسبت به فرایند انتخاب همسر امری بسیار حیاتی است و همچنین با درک شیوع باورهای غیرمنطقی و محدود کننده درباره انتخاب همسر در میان افراد مجرد زن و مرد، در صورتی که این نگرش‌ها و عقاید نادرست و غیر منطقی افراد تغییر یابند و در جهت صحیح هدایت شوند، شاهد افزایش ازدواج‌های مؤفق در جامعه خواهیم بود.
و همچنین با توجه به مشکل ساز بودن نگرش‌های نادرست، می‌توان درمانگران ، مشاوران قبل از ازدواج و تعلیم دهندگان ازدواج را یاری کرد تا به افراد کمک کنند تا برای ازدواج بهتر آماده شوند.


منبع:
http://www.shamisapsy.com/psy_ezdevaj2.htm


 
دو باور غلط درباره عشق
ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:
سه مدل خطا شناخته شده است که در زیر آنها را مورد بررسی قرار می دهیم:
خطای اول: عشق بر همه مشکلات غلبه خواهد کرد. عده ای از ما بر این تصور و باور هستیم که اگر واقعا با عشق ازدواج کنیم، می توانیم بر همه مشکلات از قبیل انتقادهای دایم همسر، بیکار بودن، تفاوت سنی، ظاهری، تحصیلی و فرهنگی، اعتیاد و ... غلبه کنیم.
خطای دوم: جذابیت جنسی همان عشق است. برخی از افراد ابتدا جاذبه جنسی زیادی نسبت به یک فرد پیدا می کنند و سپس خودشان را توجیه می کنند که عشق همین است و براساس آن وارد زندگی مشترک می شوند و پس از مدتی طبیعی است که زندگیشان با مشکلاتی روبه رو می شود.
 

 
زندان باورها
ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:

 

« تعریف باور و باورهای غیر منطقی »

 

باور¹ یعنی اعتقاد (محمدتقی براهنی و دیگران،1368). یعنی اعتقاد، ایمان، عقیده.

 

باور یعنی :

 

1-      پذیرش عاطفی یک اصل یا مذهب مانند حقیقت

 

2-      قضیه ای است که شخص درستی آن را پذیرفته است و بدون آنکه بر آزمایش یا انتقاد مبتنی باشد.

 

3-      درآمدن از حالت شک به حالت استقرا و ثابت و عقیده و این که این امر انفرادی نیست بلکه به جامعه نیز سرابت می کند.

 

4-      تمایل به واکنش خود آگاهانه در یک شیوه  طریقة ثابت در یک وضع خاص(شعاری نژاد 1364).

 

 

از نظر الیس (1971) فرد ضمن قبول نکردن واقعیت و جذب شدن در فرایند افکار غیر منطقی در برتری جویی مفرط خود مبتلا به عوارضی نسبتاً شدیدی می شود که اغلب آن را اختلال عاطفی می نامیم. به عقیده الیس ( 1971) توسل به این عقاید یازده گانه، به اضطراب و ناراحتی روانی منجر می شود. وقتی که فرد به چنین عقایدی توسل می جوید در نگرش و برداشتهای خود شدیداً بر اجبار الزام و وظیفه تاکید دارد و اگر خود را از این قیدها براند به احتمال قوی در جهت سلامت و رشد شخصیت حرکت خواهد کرد (نقی پور، 1378).

 

 

خصوصیات باورهای منطقی و باورهای غیر منطقی

 

1-      این باورها با واقعیت هماهنگی دارند.

 

2-      بوسیله شواهد عینی تایید می شوند.

 

3-      باورهای منطقی به دو صورت شرطی یا نسبی هستند. بنابراین یک حکم قطعی یا مطلق نمی باشند.

 

4-      افکار منطقی با عبارتی همچون ( بهتر است که – مناسب است که – خوب است که – صحیحی است که - ) بکار می روند. همچنین درمانگران عقلانی – عاطفی خصوصیات ذیل را برای باورهای غیر منطقی در نظر می گیرند :

 

1-      افکار و باورهای غیرمنطقی با واقعیات موجود هماهنگ و هم جهت نیستند.

 

2-      باورهای غیرمنطقی توسط شواهد عینی تایید نمی شوند و فرد در صدد آزمایش آنها نیست.

 

3-      باورهای غیرمنطقی به شکل اطلاعات و یا به شکل تصمیم و تصمیم گیری نادرست است.

 

4-      باورهای غیرمنطقی با اجبار و الزام و وظیفه است، خشک و انعطاف ناپذیر هستند.

 

5-      باورهای غیرمنطقی باعث حالتهای آشفته و ناراحت کننده در فرد می شود و در نهایت منجر به اضطراب، افسردگی و احساس گناه می شود.

باورهای غیرمنطقی می تواند به چهار صورت باشد:

 

الف: چقدر وحشتناک است که ___ چقدر خطرناک است که ___

 

ب:  غیر قابل تحمل است که ___ غیر قابل تصور است که ___ نمی توانم بفهمم که __

 

پ: زشت است که ___ ننگ آور است که ___ مایه آبروریزی است که ___

 

ت: دنیا باید مطابق میل من باشد. (فلاین¹ 1977، به نقل از عباس پور)

 

 

طبقه بندی باورهای غیرمنطقی

 

1-       باور غیرمنطقی تأیید دیگران:

 

این باور که نیاز به حمایت و تأیید افرادی داریم که آنها را می شناسیم و یا به آنها علاقه داریم. این باور می تواند به دلایل متعدد مشکلاتی برای انسان ایجاد کند. برای مثال تقاضای مورد تایید دیگران بودن سبب می شود که انسان خودش را به خاطر این که آیا می تواند این تایید را بدسات آورد یا نه ناراحت و نگران نماید. اگر این تایید را قطعاً بدست آورند آنگاه خواهد بود که مبادا دوباره آن را از دست بدهد. نگرانی کامل داشتن در مورد تایید دیگران بر روی تصمیم و عملکرد فرد در مورد زندگی اش تاثیر می گذارد. اینکه خواستار یا تقاظامند تایید و تقویت هر کسی باشیم هدفی غیرقابل دسترس است، چرا که هر کاری که فرد انجام می دهد ممکن است بعضی آن را تایید کنند و بعضی دیگر تایید نکنند و گروهی نسبت به آن بی تفاوت باشند. بنابراین انسان اگر به زندگی خود ادامه دهد و زندگی خود را طبق میل و آرزوهای خویش اداره کند مردم وی را تایید می کنند و او را دوست دارند اگر چه آنان ممکن است همان مردمی نباشند که وی خواستار تایید آنها است.

 

2-       باور غیرمنطقی در مورد مشکلات آینده: این باور که در آینده اتفاق خطرناکی رخ می دهد و باید بشدت در مورد آن نگران باشیم. خیلی از مردم معتقد هستند که انها باید خود را نگران مشکلات احتمالی بکنند. آنها معتقد هستند که اگر در مورد مسائل و مشکلات نگران نباشند به نظر دیگران مزخرف به حسال می آیند.

 

3-       باور غیرمنطقی توقع از خود: این باور که ما موفق هستیم و در هر کاری صلاحیت لازم را داریم و داوری ما در مورد شایستگی مان بر اساس موفقیت مان در کارهایمان است. این باور در موردی مخصوصاً مواقعی که فرد در زندگی با شکست روبرو می شود بسیار آسیب پذیر است چرا که فرد تصور می کند که نالایق است و لیاقت زندگی کردن را ندارد. همچنین انگیزه بسیار زیاد و مداوم برای موفقیت از لحاظ جسمی استرس هائی ایجاد می کند که موجب بیماری هائی نظیر زخمهای معده، سردرد و فشار خون بالا می شود

 

4-       باور غیرمنطقی سرزنش کردن: این باور که همه از جمله خود ما مستحق سرزنش و مجازات شدن به خاطر اعمال اشتباهی که انجام می دهند، هستند. این باور باعث می شود که فرد با انجام دادن عمل اشتباه دچار خشم و احساس گناه و عذاب شود. همچنین در صورتی که هدف از دیگران اشتباهی صورت گیرد به علت معتقد بودن به این باور در روابط فرد با دیگران مشکل پیش می آید و می تواند به وجود آوردن حس انتقام جویی تاثیر داشته باشد.

 

5-       باور غیرمنطقی واکنش به ناامیدی: این باور که بسیار بد و وحشتناک فاجعه آمیز است وقتی که کارها همانطور که باید باشند، نیستند این باور باعث می شود که فرد هنگامی که کارها همان طور صورت نمی گیرد، آشفته و ناراحت شود. مثلا اگر در هنگام تعطیلات باران ببارد موجب نگرانی وی می شود و وی پیش بینی آب و هوا را الکی و مزخرف می داند.

 

6-        باورهای غیرمنطقی کنترل هیجانات: این باور که ما را برای ناراحتی و هیجانات خود هیچ کنترلی نداریم. چرا که این ناراحتی ها از جانب دیگران بوجود می آید و اگر دیگران تغییر کنند تمام امور اصلاح شود. هنگامی که فرد در ارتباط با دیگران برداشت منفی می کند و ناراحت می شود دچار هیجان و تظاهرات جسمانی مثل قرمزشدن، ضربان قلب، فشار خون و غیره می شود در حالیکه فرد سبب این عامل را دیگران می داند در واقع مشکل از ناحیه شناختی و تفکر فرد می باشد.

 

7-       باور غیرمنطقی فرار از مشکلات: این باور که اجتناب کردن از مشکلات و شانه خالی کردن از مسؤلیت خیلی آسانتر از روبرو شدن با مشکلات است. این باور می تواند آزار دهنده باشد، زیرا طفره رفتن از کارهای ناخوشایندی که فرد با آن سر و کار دارد باعث می شود که این کارها اثر پایدارتری در ضمیر ناخودآگاه فرد بوجود آورد و هنگامی که فرد سرانجام با آن روبرو شد مشکل تر می شود.

 

8-       باور غیر منطقی اتکاء به دیگران: این باور که ما باید فردی قوی تر از خودمان داشته باشیم تا به او تکیه کنیم. این باور باعث می شود که همیشه به دیگران نیازمند و محتاج باشد و از خود خلاقیت و ابتکار نداشته باشد و در غیر این صورت اگر فرد تنها بماند عاجز و درمانده شود و دچار اضطراب شود.

 

9-       باور غیرمنطقی درمانده شدن از تغییر خود: این باور که چون ما زاییده گذشته خود هستیم کمتر می توان به اثرات آن فائق شد. این باور باعث ناامیدی و عدم تلاض و کوشش برای رسیدن به هدف می شود و اینکه فرد یک بهانه و عذر در مقابل مشکلات پیش آمده دارد چرا که روی هیچ دستی در آن نداشته است.

 

10-    باور غیرمنطقی کمال طلبی: این باور که هر مشکل یک راه حل دارد و اگر به آن راه حل نرسیم ناراحت و ناراضی شویم. اعتقاد به کمال در واقع خلاف واقعیت است چرا که ما در دنیائی پر از شانس زندگی می کنیم و چیزی بنام حقیقت محض وجود ندارد.

 

 

مفهوم بیماری روانی

 

الیس اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه طرز تفکر غیرمنطقی و غیرعقلانی می داند و به نظر او افکار و عواطف واکنشهای متفاوت و جداگانه ای نیستند. از این رو تا زمانی که تفکر غیرمنطقی جریان دارد اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهد بود. انسان اختلالات و رفتار غیرمنطقی اش را از طریق بازگو کردن آنها برای خود تداوم می بخشد به نظر الیس افرادی کع خود را اسیر و گرفتار افکار غیرمنطقی خود می کند احتمالاً خود را در حالت احساس خشم، مقاومت، خصومت، دفاع، گناه، اضطراب، سستی و رخوت مفرط، عدم کنترل و ناچاری قرار می دهد. انسان به وسیله اشیاء خارجی مضطرب نمی شود بلکه دیدگاه و تصوری که او از اشیاء دارد موجب نگرانی و اضطرابش می شوند. تمام مشکلات عاطفی افراد از تفکرات جادویی و موهومی آنها سرچشمه می گیرد که از نظر تجربی معتبر نیستند.

 


 
سیاست یک بام دو هوا در برابر قمه زنی و شیطان پرستی
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:

قصد تأیید قمه زنی را ندارم  در صدد نشان دادن چهره روباه صفت استعمار گر هستم.

استعمار گران با زنده نگه داشتن نهضت حسینی که حماسی و عرفانی است و مبتنی بر جهان بینی توحیدی است مخالف می‌کنند چون می دانند در این نمادها( سینه زنی، حرکت در خیابان، پوشیدن لباس مشکی) حرکت، بیداری، ظلم ستیزی، و...وجود دارد.

ولی

آنها در برابر شیطان پرستی که خودکشی، تجاوز به عنف، خودزنی، افراط در موسیقی های خشن، مواد مخدر، مشروب، و... سیاست دیگری دارند آنها خود مروج این حرکت ها هستند و مؤید رشته های دانشگاهی در برخی کشورها هستند. به فرقه های زاییده شده از دل این جنبش کمک مالی و حمایت سیاسی و...می کنند


 
دانلود تربیت فرزند(صوتی)
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی:

 






تـربـیــت فــــرزند

سخنران : استاد سید مجتبی حورایی

دهه اول محرم 1432

10 جلسه MP3

http://www.askdin.com/showthread.php?t=15173&p=165960