زنــدگــی آرام

آگاه باش! که دل ها با یاد خدا آرام می گیرد

فن قصه گویی

تصور کنید:
تخمه های خوش مزه ای می خورید آن قدر خوش مزه اند که مرتب بدون فاصله یکی پس از دیگری را به دهان می گذارید آخرین تخمه ای را که می خورید بد جوری (یه چیزی تو مایه افتضاح)تلخه چه حسی خواهید داشت؟.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
وقتی قصه یا شعری برای کسی می خوانیم و سپس به او می گوییم موضوع انشا ما این است که این از این درس چه می آموزیم در واقع آخرین تخمه تلخ را بعد از تخمه های خوش مزه دهانش گذاشته ایم.
و بامزه این جا که با زور می گوییم بخور وگرنه:
باهات قهرم
نمره ات را نمی دهم
اله و بله می کنم
و....
(خدا عقل ما رو ازمون نگیره)
درس ادبیات فارسی= قربانگاه ذوق پس سال ها حبس در سلول کلاس
نویسنده : محمدحسین قدیری : ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٧
Comments نظرات () لینک دائم