زنــدگــی آرام

آگاه باش! که دل ها با یاد خدا آرام می گیرد

معنای رنج

   گنجشک خدا

 گنجشک سراسیمه روی شاخه ای از درخت (بلندترین درخت دنیا) نشست.

 قلبش میان سینه به سختی می تپید.

 خدا گفت : چیست که اینچنین هراسانت کرده است ؟

 گنجشک با کلمات بریده گفت: آفریده هایت ... آفریده هایت امان ازمن گرفته اند .

 خدا گفت : اگر آفریدگار آنان منم  پس چگونه است که از آنان بیم داری ؟

 گنجشک سکوت کرد ناگاه سربلند کرد و گفت :

 ولی آنان قصد جانم را کرده بودند .

 خدا گفت : بدان که در عالم  چیزی جز به خواسته  من روی نخواهد داد .

 گنجشک بر آشفت : پس خواسته تو به هلاکت من بود ؟

 خدا گفت : آفریده هایم را گفتم  امان از تو بگیرند  تا به سویم بیایی .

 این است که اینجا  و در مقابل منی !

 بخواه از من  آنچه می خواهی !

 گنجشک سر به زیر انداخت  و  قلبش میان سینه آرام گرفت.

نویسنده : محمدحسین قدیری : ۳:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٢۸
Comments نظرات () لینک دائم