زنــدگــی آرام

آگاه باش! که دل ها با یاد خدا آرام می گیرد

شکایت از مشاور

من یک بار مشاوره دانشگاه رفتم همش وسط حرفام می پرید می گفت الان چه احساسی داری!؟ این حرکت دستت برای چی بود!؟ مضطربی؟! عصبانی هستی!؟ اینقدر از این سوالهای مسخره پرسید منم کلافه شدم و بیشتر از دو جلسه نتونستم برم

سلام

برخی مواقع مشاور ناچار است از تکنیک هایی استفاده کند تا فرد را با واقعیت مواجه کند هر چند به ظاهر برای مراجع تلخ باشد _مانند داروی پزشک که تلخ است ولی اعتماد می کنیم و برای بهبودی آن را مصرف می کنیم.

یک تجربه :

آقایی وسواس داشت برای درمان آمد من تکالیفی به او دادم و از او خواستم برای جلسه بعد آنها را با یک دفتری که خلاصه بحث ها را نوشته باشد  بیاورد چند جلسه آمد ولی جدی نگرفت به او گفتم امروز باید به یک نتیجه ای برسیم اگه موافقید ادامه دهید وگرنه من نمی توانم با شما ادامه دهم و شما لطف کنید با این وضع تشریف نیاورید ...

وی ناراحت شد

اما سه ماه بعد آمد و گفت آمده ام طرح درمانی شما را مو به مو انجام دهم.

نویسنده : محمدحسین قدیری : ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸۸/۸/٢
Comments نظرات () لینک دائم