جهانبُد خوبم ( عاشقی ام را استغفرالله)

جهانبُد خوبم(عاشقی ام را استغفرالله )


ما ساکن عصر جمعه هاییم
تو منتظری که ما بیاییم
غربت چه حکایت غریبی است
آقا تو کجا و ما کجاییم
عصر جمعه است. من اما امروز شرمنده شدم چرا؟
دیروز تاحالا با خواهر زاده ام بودم سرهنگی که مسؤول ایشان است خیلی خوش اخلاق است و هوای او را دارد. دیروز تا حالا هر چه می گوید گریزی می زند به این که جناب سرهنگ این طوری است و آن طوری. غرق کمالات ایشان شده است.
خب آقای غریب من (عجل الله تعالی فرجه الشریف)!
ببخش من رو!
عمری ادعای پوک سربازی و لاف پوچ نوکری و غلامی ات را دارم. سرباز کسی است که حاضر است برای اربابش سرش را هم ببازد. من ولی چه فضیلتی از شما برای دیگران گفته ام. شما ورد زبانم نبوده اید چه نق ها که نزدم به خاطر سر سوزن ایمانم به شما!
فرموید: ما از شما به شما مهربان تر هستیم
فرمودید: در تب شما تب می کنیم
فرمودید: بعد از هر دعای شما آمین می گوییم.
فرمودید: ما شما را به حال خودتان واگذار نکرده ایم و هوای تان را داریم و از یاد شما لحظه ای غفلت نمی ورزیم.

آقای خوبی ها!
ببخش من رو!
من سرباز خوبی برای تو نیستم
دعایم کنید. نگذارید با نافرمانی ام اضافه خدمت اجباری با حکم فراق و مهجوری از شما بخورم
شما جناب سرهنگ، سرتیپ، سرلشکر، سپهبد و حتی ارتشبد هم نیستید
شما جهانبد هستید مولای غریبم
هر چه تو خوبی من بدم

آقا یادم هست چند باری هم که جمکران آمدم غافل از تو شدم و مشغول عکس گرفتن از گنبد و بارگاهت شدم شاید به دلیل غفلتم است که به حضورت بار نیافتم

به خاطر غزل های عاشقی ام که در فراقت با فراغت خیال سروده ام استغفرالله. من فارغ از تو ام و تو ذاکر من هستی که فرمودید:
إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، ولاناسینَ لِذِکْرِکُمْ

منبع: ماهنامه خانه خوبان، محمدحسین قدیری - شمار 80، سال 1394

...........
/ 0 نظر / 41 بازدید