شعرخوانی در حضور رهبر انقلاب

 

شعرخوانی آقای رضا نیکوکار در حضور رهبر انقلاب

گــفتند از شـراب تو میخانه ها به هم
خُــم ها به وقت خوردن پیمانه ها به هم

از ما ربوده عقل ودل و دین و هوش را
وابسته اند اکثر دیوانه ها به هم

تو آن حقیقتی که تو را مژده می دهند
اسطوره های خفته در افسانه ها به هم

در هر نماز عطر تو تکثیر می شود
در امتداد وحـدت این شانه ها به هم

هر خانه ای مناره ی الله اکبر است
اینگونه می رسند همه خانه ها به هم

جاری شده ست عقد اخوّت میان ما
ای باب آشنایی بیــگانه ها به هم !

وقتی که شمع راه تو باشی چه دیدنی ست
دل دادن دوباره ی پروانه ها به هم

چون دانه های روشن تسبیح باهم ایم
در هم تنیده سلسله ی دانه ها به هم

اعجاز بی نظیر تو عشق است و عشق تو
ما را رسانده از دل ویرانه ها به هم...

 

شعرخوانی سعید بیابانکی

میان خاک سر از آسمان در آوردیم
چقدر قمری بی آشیان در آوردیم
وجب وجب تن این خاک مرده را کندیم
چقدر خاطره ی نیمه جان در آوردیم
چقدر چفیه و پوتین و مهر و انگشتر
چقدر آینه و شمعدان در آوردیم
لبان سوخته ات را شبانه از دل خاک
درست موسم خرما پزان در آوردیم
به زیر خاک به خاکستری رضا بودیم
عجیب بود که آتشفشان در آوردیم
به حیرتیم که ای خاک پیر با برکت
چقدر از دل سنگت جوان در آوردیم
چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم
زخاک تیره ولی استخوان در آوردیم
شما حماسه سرودید و ما به نام شما
فقط ترانه سرودیم - نان در آوردیم -
برای این که بگوییم با شما بودیم
چقدر از خودمان داستان در آوردیم *
به بازی اش نگرفتند و ما چه بازی ها
برای این سر بی خانمان در آوردیم
و آب های جهان تا از آسیاب افتاد
قلم به دست شدیم و زبان در آوردیم

/ 0 نظر / 20 بازدید