کوچکی و بزرگی


کوچکی و بزرگی

بزرگان کوچولو و کوچولوهای بزرگوار
- روزی به دخترکم گفتم: دخترم! من حقوقم را نگرفته‌ام پولت رو به من قرض میدی؟
- نه چرا هر وقت در ایام عید پول‌هامو جمع می‌کنم شما می‌خواین ازم بگیرین؟! نه، من نمی‌دم!
با تعجب از حرفاش خندیدم و گفتم: باباجونم! دختر گلم! یعنی باباتو قبول نداری؟من که هر موقع ازَت قرض گرفتم بیشترم بهت برگردوندم!
- پس اگه این طوره شما هم خدا رو قبول ندارین! آخه، خاله تو کلاس قرآن می‌گفت: اگه پول به کسی قرض بدین خدا دو برابر بهتون بر می‌گردونه، ولی چرا خودتون عمورضا قرض می‌خواست ندادین؟!
- باخودم گفتم: چیزی که عوض داره گله نداره، تو هم خدای خودت رو باور نکردی کوچولو!

خانواده بزرگ و بزرگوار
مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَةً وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (بقره، 245)
کیست که به خدا قرض الحسنه دهد، تا خدا بر آن چند برابر بیفزاید؟ خدا تنگدستی دهد و توانگری بخشد و شما به سوی او باز می‌گردید.
روزى پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس صدقه‏ اى بدهد، دو برابر آن در بهشت خواهد داشت.
ابو الدحداح انصارى عرض کرد، اى رسول خدا! من دو باغ دارم اگر یکى از آنها را به عنوان صدقه بدهم، دو برابر آن را در بهشت خواهم داشت؟
آن حضرت فرمود: آرى.
عرض کرد: امّ الدحداح(همسرم) نیز با من خواهد بود؟
حضرت فرمود: آرى.
عرض کرد: فرزندانم نیز با من خواهند بود؟
فرمود: آرى.
سپس او باغى را که بهتر از دیگری بود، به عنوان صدقه و کمک به فقرا در اختیار پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرار داد. این آیه نازل شد، و صدقه او را دو هزار هزار برابر براى او کرد و این است معنى أَضْعافاً کَثِیرَةً.
ابوالدحداح بازگشت و همسرش امّ الدحداح و فرزندان را در آن باغى دید که صدقه قرار داده بود، به در باغ ایستاد و نخواست وارد آن شود، و همسرش را صدا زد و گفت: من این باغ را صدقه قرار داده ‏ام و دو برابرش را در بهشت خریدارى کرده ‏ام و تو و فرزندان نیز با من خواهید بود.
همسرش گفت: «مبارک است آنچه را فروخته و آنچه را خریده ‏اى!»
پس همگى از باغ خارج شدند و آن را به پیامبر اسلام تسلیم کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «چه بسیار نخل هایى در بهشت که شاخه‏ هایش براى ابى الدحداح آویزان شده است.»(تفسیر نمونه، ذیل آیه245 بقره)[1]


پی نوشت :
1. خانه خوبان، محمدحسین قدیری، شماره 76.

/ 0 نظر / 42 بازدید